::ISLAMPP.COM::     دانلود کل سایت بصورت آفلاین! کلیک کنید     ::ISLAMPP.COM::     @ توجه توجه @ به سؤالات تکراری پاسخ داده نخواهد شد، پس لطفا قبل از ارسال سوال، در سایت جستجو کنید@

 اخبار جديد

صفحه أصلى

فتاواى متن

فتاواى صوتى

فتاواى تصويرى

گروهبندى فتاوى

كتابخانه فتاوى

جديدترين فتاوى

دانلود کتاب

اصول و تعبير خواب

فرستادن سؤال

جستجو در سايت

پيشنهادات و انتقادات

ارتباط با ما

درباره ما

آمار سايت

1519013 تعداد بازديد سايت

29705 تعداد كل فتاوى

9091 تعداد فتاواى متن

11381 تعداد فتاواى صوتى

9233 تعداد فتاواى تصويرى

142773688 تعداد كل فتاواى خوانده وشنيده شده

2842 تعداد كل فتاواى ارسال شده

 

نمايش فتاوى

 

فتاوى -->> -->>  فتواى انتخاب شده

وظیفه ی من با پدرم که من را از انجام عبادات دینی منع و مسخره می کند چیست؟ آیا اطاعت از او در این صورت بر من واجب است؟
شماره فتوى 4154

تعداد بازديد 4813

فرستادن به دوست 

 چاپ كردن

تاريخ اضافه 2010-02-22

 

من جوانی از آلمان هستم . الحمدلله بعد از هدایت از جانب الله پیش از 5 سال آغاز کردم که نماز بخوانم و به دستورات اسلام عزیز و فرمایشات رسول خدا صلی الله علیه وسلم  عمل کنم اما در عین حال مشکلات زیادی با پدرم دارم.اونمیخواست که من حج بروم اما من رفتم و  پدرم نماز نمیخواند و در رابطه با دین اسلام علاقه وآگاهی ندارد. من ریش گذاشتم برای رضای خدا و مسوءلیت احساس می کنم که در دعوت و تبلیغ دین اشتراک کنم . پدرم از هیچ گونه عمل برای تهدید و استهزای من دست برنمیدارد و بسیار ناراحت است از تغیراتی که در زنده گی من آمده است. او از هر نوع حرکت برای تبلیغ و پیشرفت دین می ترسد چون فکر می کند که حیات فامیل از این نگاه در خطر قرار می گیرد ازینرو می گوید من ریشم را بردارم چون ظاهر شدن دین در بیرون مورد پسند غیرمسلمانان قرار نمیگیرد و آنها از اشخاص ریشدار می ترسند و حیات فامیل در خطر میباشد در حالیکه ریش ماندن اینجا نه تنها که جرم نیست بلکه حیات فامیل را هم در خطر قرار نمیدهد. من چون در داخل خانه مسوءلیت های زیادی دارم به خصوص در رابطه با خواهر و برادر کوچکم که آنها به بودن من و تعلیمات دینی  من نیاز دارند و در رابطه با مادرم که مریض و تنها است من نمیتوانم خانه را ترک گفته از فامیل جدا زنده گی کنم درحالیکه تنها بودن برایم جسمآ و روحآ بسیار مفید تمام خواهد شد چون واقعآ بسیار خسته شده ام و چهرهء پدر را نمیخواهم ببینم زیرا او خودرا نزد من بسیار منفور قرار داده است همچنان من دانشجو در دانشگاه هستم و فشار روحی خانه در تعلیمات مفید تمام نشده است. پدرم بسیار دشنام و ناسزا می گوید و من هم متآسفانه یک دوبار به بی احترامی با او صحبت کردم و نتوانستم خود را کنترول کنم وقتی لعنت به دین گفت من لعنت به پدر آنکسی گفتم که دین را دشنام میدهد و این سخنان من او را به قهر در آورد که حتا میخواست حرکت جسمی انجام دهد. هرچه صحبت کردیم نتیجه نداد چون پدرم علمای دین را ملاهای فاسد فکر می کند و به این عقیده است که اینها فامیل ها را در خون و آتش می اندازند. ا و هر صحبت را سیاسی میسازد امکان ندارد که با او به آرامی و مناقشه و صحبت کرد. او میگوید که او پدر است و من بچه و من باید اطاعت کنم و اطاعت نکردن من را او بی احترامی تعبیر می کند. از شما راهنمای میخواهم در این رابطه. درمورد عروسی کردن من پدرم نیز مشکل ایجاد می کند و می گوید من باید از فامیل زن بگیرم اما من میخواهم زن موءمن داشته باشم نه زن که مسلمان به نام است نه به عمل. من تراشیدن ریش خود را و دست از همکاری در تبلیغ و پیشرفت دین برداشتن را تسلیم شدن به شیطان میبینم ازینرو حاضر نیستم که در این مورد از پدر اطاعت کنم. از شما میخواهم که رهنمائی کنید تا بتوانم از راهنمای شما مستفید بگردم. از شما سپاسگذارم و امیدوارم که خدامند متعال به شما و دست اندرکاران شما جایگاه و منزلت عظیمی را در دنیا و آخرت عطا فرماید.


الحمد لله،

هرگاه انسانها به الله و آیین وی ایمان آوردند، بلافاصله از طرف اطرافیان و منکران دین مورد سرزنش و تهدید قرار گرفتند و این امر در زمان مبعوث شدن پیامبر صلی الله علیه وسلم و دعوت ایشان نیز وجود داشت، لذا شما نیز از این امر مستثنی نبودید. این امر یک امتحان و آزمایش الهی است تا صادقان از ضعیفان جدا گردند، الله تعالی می فرماید:

«أَحَسِبَ النَّاسُ أَن یُتْرَکُوا أَن یَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا یُفْتَنُونَ * وَلَقَدْ فَتَنَّا الَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ فَلَیَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِینَ صَدَقُوا وَلَیَعْلَمَنَّ الْکَاذِبِینَ»(عنکبوت 2-3)

یعنی: آیا مردم گمان کردند همین که بگویند: «ایمان آوردیم»، به حال خود رها می‏شوند و آزمایش نخواهند شد؟!ما کسانی را که پیش از آنان بودند آزمودیم (و اینها را نیز امتحان می‏کنیم)؛ باید علم خدا درباره کسانی که راست می‏گویند و کسانی که دروغ می‏گویند تحقق یابد!

پس این امر یک امتحان است که باید در برابر آن از خود استقامت و صبوری نشان دهیم تا به لطف خداوند از آن پیروز درآییم.

«إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلَائِکَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِی کُنتُمْ تُوعَدُونَ»(فصلت 30)

یعنی: به یقین کسانی که گفتند: «پروردگارما خداوند یگانه است!» سپس استقامت کردند، فرشتگان بر آنان نازل می‏شوند که: «نترسید و غمگین مباشید، و بشارت باد بر شما به آن بهشتی که به شما وعده داده شده است!

پس ما قبل از هر چیزی شما را به صبر و استقامت دعوت می کنیم.الله تعالی می فرماید:

«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اسْتَعِینُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاَةِ إِنَّ اللّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ»(بقره 153)

یعنی: ای افرادی که ایمان آورده‏اید! از صبر (و استقامت) و نماز، کمک بگیرید! (زیرا) خداوند با صابران است.

«فَاصْبِرْ إِنَّ الْعَاقِبَةَ لِلْمُتَّقِینَ»(هود 49)

یعنی: صبر و استقامت کن، که عاقبت از آن پرهیزگاران است.

«َمن یَتَّقِ وَیِصْبِرْ فَإِنَّ اللّهَ لاَ یُضِیعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِینَ»(یوسف 90)

یعنی: هر کس تقوا پیشه کند، و شکیبایی و استقامت نماید، (سرانجام پیروز می‏شود؛) چرا که خداوند پاداش نیکوکاران را ضایع نمی‏کند!»

اما در مورد وضعیتی که در آن بسر می برید باید گفت که علما در مورد کسانیکه اهل ایمانند و در میان کفار زندگی می کنند می فرمایند؛ باید از آنجا یعنی سرزمین کفار هجرت نمایند و به میان مسلمانان بروند زیرا الله تعالی می فرماید:

الله تعالی می‌فرماید:‌ « إِنَّ الَّذِینَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلائِکَةُ ظَالِمِی أَنْفُسِهِمْ قَالُوا فِیمَ کُنْتُمْ قَالُوا کُنَّا مُسْتَضْعَفِینَ فِی الأرْضِ قَالُوا أَلَمْ تَکُنْ أَرْضُ اللَّهِ وَاسِعَةً فَتُهَاجِرُوا فِیهَا فَأُولَئِکَ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَسَاءَتْ مَصِیرًا (97)إِلا الْمُسْتَضْعَفِینَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ وَالْوِلْدَانِ لا یَسْتَطِیعُونَ حِیلَةً وَلا یَهْتَدُونَ سَبِیلا (98)فَأُولَئِکَ عَسَی اللَّهُ أَنْ یَعْفُوَ عَنْهُمْ وَکَانَ اللَّهُ عَفُوًّا غَفُورًا (99)»

 (کسانی‌که فرشتگان [قبض ارواح] روح آن‌ها را گرفتند در حالی‌که به خویشتن ستم کرده بودند، به آن‌هاگفتند: شما در چه حالی بودید؟ گفتند: ما در سرزمین خود تحت فشار و مستضف بودیم، آن‌ها [فرشتگان] گفتند: مگر زمین الله پهناور نبود که مهاجرت کنید. آن‌ها عذری نداشتند و جایگاه‌شان در دوزخ است و سرانجام بدی دارند، مگر آن دسته از زنان و مردان و کودکانی که براستی تحت فشار قرار گرفتند نه چاره‌ای دارند و نه راهی [برای نجات از محیط آلوده] می‌یابند، امید است الله آن‌ها را مورد عفو قرار دهد و الله، عفو کننده و غفور است). «نساء/97-99»

ماندن در سرزمینی که به مسلمانان اجازه داده نمی شود آشکارا به شعایر اسلام، عمل کنند، جایز نیست.

بنابراین کسانی که توانایی هجرت از این دیار را دارند به دیاری هجرت کنند که بتوانند در آنجا شعایر اسلام را اقامه کنند و با مسلمانان در نیکی و تقوی تعاون و همکاری داشته باشند و جمعیت مسلمانان را بیشتر نمایند، و در آنجا نیز به آنان رزق و روزی خواهد رسید، چرا که الله تعالی می‌فرماید:[ وَمَنْ یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا (2) وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ وَمَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَی اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِکُلِّ شَیْءٍ قَدْرًا (3)]

(هر کس از الله بترسد و پرهیزگاری کند، الله راه نجات از [هر تنگنایی] را برای او فراهم می‌سازد و به او از جایی که تصور نمی‌کند روزی می‌رساند. هر کس بر الله توکل کند الله او را بسنده است. الله فرمان خویش را به انجام می‌رساند. و هر چه را بخواهد بدان دسترسی پیدا می‌کند. الله برای هر چیزی زمان و اندازه‌ای را قرار داده است). «طلاق2، 3»

کسی که هجرت برایش از این گونه مکانها که برای مسلمان در آشکار نمودن شعائر دینش ممانعت وجود دارد، مقدور باشد، هجرت واجب است و اگر در آنجا بماند، گناهکار است.

اما اگر کسی که در میان کفار زندگی می کند بشرطیکه جهت دعوت و تبلیغ در آنجا بماند و این توانایی را نیز داشته باشد که آشکارا یا در خفا به دعوت دین بپردازد، در اینصورت ماندن وی گناه نیست. اما بر او واجب است که از فرصت دعوت پنهانی به دین استفاده کند، امید است که الله کسانی را آماده نماید که دعوتش را قبول نموده و با او همکاری نمایند. اما هرکسی بتواند به کشورهای اسلامی هجرت کند اما این کار را نکند (و به دعوت نیز مشغول نیست ) و برای خود می‌پسندد که در سرزمین کفار ناتوان و ضعیف زندگی کند و یا با سازش به حساب دین خود در آن جا بماند، این فرد به خود، دین و مسلمانان بدی کرده است لذا به چنین فردی وعده داده شده که جایش جهنم است و جهنم بدترین جایگاه است.

پس اگر شما توانایی این را دارید که به دعوت و تبلیغ دین بپردازید می توانید در آنجا بمانید و در اینصورت شایسته است از روشی نیکو جهت دعوت دیگرا از جمله پدر و مادرتان استفاده نمایید،الله تعالی می فرمایند:

«ادْعُ إِلِی سَبِیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُم بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّکَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِیلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِینَ»(نحل 125)

یعنی: با حکمت و اندرز نیکو، به راه پروردگارت دعوت نما! و با آنها به روشی که نیکوتر است، استدلال و مناظره کن! پروردگارت، از هر کسی بهتر می‏داند چه کسی از راه او گمراه شده است؛ و او به هدایت‏یافتگان داناتر است.

پس باید در برابر پدر و مادرتان صبور باشید و با نرم خویی و روشی زیبا دعوت نمایید و هرگز اسباب عصبانیت را برایشان فراهم نسازید ولی بیاد داشته باشید که شما باید با پدرت مهربان باشی و به او نیکی کنی و با بهترین سخنان با او حرف بزنی،امّا فقط در کار خوب اطاعت از او بر تو واجب است، چون پیامبر صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ  می فرماید:

« إِنَّمَا الطَّاعَةُ فِی الْمَعْرُوفِ»{بخاری 7145 و مسلم 1840{

 فقط در کار خوب باید اطاعت کرد، و می فرماید: « لَا طَاعَةَ لِمَخْلُوقٍ فِی مَعْصِیَةِ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ»« از مخلوق در کاری که معصیت الله است نباید اطاعت کرد.» (احمد 1/131،129،94(

و منظور از کار خوب، امر به اعمال شرعی است و در غیر اینصورت شما نبایستی از آنها اطاعت کنید هرچند که پدر و مادرتان باشد زیرا آنها به اموراتی امر می کنند که مخالف امر الله تعالی است و همیشه امر الله تعالی در ارجحیت است.بنابراین حال که شما بحمدالله خود را مقید نمودید که همانند یک مسلمان ظواهر اسلامی داشته باشید نباید تسلین سرزنش و تهدید اطافیان گردید مگر اینکه در آن ضرری برای دینتان وجود داشته باشد و معمولا اگر در مورد دین و اعتقادات اسلامی به بدی سخن به میان آمد شما آن مجلس را ترک کنید تا زمانیکه دست از چنین سخنانی برمی دارند.

در ضمن ازدواج کردن با زن کافر یا تارک الصلاة یا مشرک حرام است و اصلا نکاح باطل است و اگر کسی چنین کند مرتکب زنا گردیده است و بنابراین شما باید با زنی مومن و نمازخوان ازدواج کنید و تسلیم دیگران نشوید. و صبر داشته باشید تا اینکه الله تعالی شرایط را برای شما آسانتر می کند چرا که خود می فرماید:

«إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا»(شرح 6) یعنی: (آری)براستی که با (هر) سختی آسانی است،

 

والله اعلم

وصلی الله وسلم علی محمد و علی آله و اتباعه الی یوم الدین

سایت جامع فتاوای اهل سنت و جماعت

IslamPP.Com