::ISLAMPP.COM::     دانلود کل سایت بصورت آفلاین! کلیک کنید     ::ISLAMPP.COM::     @ توجه توجه @ به سؤالات تکراری پاسخ داده نخواهد شد، پس لطفا قبل از ارسال سوال، در سایت جستجو کنید@

 اخبار جديد

صفحه أصلى

فتاواى متن

فتاواى صوتى

فتاواى تصويرى

گروهبندى فتاوى

كتابخانه فتاوى

جديدترين فتاوى

دانلود کتاب

اصول و تعبير خواب

فرستادن سؤال

جستجو در سايت

پيشنهادات و انتقادات

ارتباط با ما

درباره ما

آمار سايت

1539452 تعداد بازديد سايت

29705 تعداد كل فتاوى

9091 تعداد فتاواى متن

11381 تعداد فتاواى صوتى

9233 تعداد فتاواى تصويرى

143211048 تعداد كل فتاواى خوانده وشنيده شده

5067 تعداد كل فتاواى ارسال شده

 

نمايش فتاوى

 

فتاوى -->> -->>  فتواى انتخاب شده

روش عمر بن خطاب در توزیع بیت المال
شماره فتوى 7838

تعداد بازديد 4870

فرستادن به دوست 

 چاپ كردن

تاريخ اضافه 2013-03-24

 

 

میخواهم بدانم عمر رضی الله عنه بیت المال را چگونه تقسیم میکرده. آیا به مهاجرین بیشتر از بقیه مسلمانان اختصاص میداد و چرا. 

 


 

الحمدلله،

بیت المال به تعبیر امروزی همان خزانه‌ی کل است که مرکز دخل و خرج دولت (اعم از حقوق خلیفه‌، قاضی، لشکر، کارمندان و هزینه‌ی پروژه‌های عمومی و خصوصی دولتی) به شمار می‌رود. که در صدر اسلام خلفای راشدین علاوه بر تامین مخارج موارد مذکور، به هرکدام از شهروندان مسلمان نیز مبلغی سالیانه اعطاء می کردند، در زمان عمر رضی الله عنه با گسترش فتوحات اسلامی و افزایش جمعیت مسلمین و پیشرفت امور و افزایش تعداد سربازان و ماموران، لازم بود که برای تامین مخارج دولت اسلامی، از فرمول و برنامه خاصی پیروی شود تا امورات مالی و خدماتی کشور بر اساس نیاز و اولویت صورت پذیرند.

در تقسیم مبالغ سالیانه شهروندان از خزانه دولتی؛ حقوق سالانه مهاجرین و انصار برابر بود، ولی میزان حقوقی که عمر رضی الله عنه از بیت المال به مسلمانان می داد بر مبنای تعریف و معیاری اجتهادی بود که در ادامه آنرا ذکر می کنیم، حتی عمر رضی الله عنه برای سیاست مالی خود آیین نامه‌ا‌ی مالی جهت کنترل اموال بیت المال و مخارج و مصارف آن تنظیم نمود.

قبل از پرداختن به شیوه عمر رضی الله عنه در تقسیم بیت المال، لازم می دانیم چند نمونه از برخوردهای عمر رضی الله عنه را در ارتباط با اموال بیت المال نقل کنیم تا خواننده متوجه شود که دشمنان عمر رضی الله عنه تا حد بی انصاف هستند.

1- عمر رضی الله عنه در نخستین روز خلافت بالای منبر رفت و می‌خواست بر جایی که ابوبکر می‌نشست، بنشیند، سپس گفت: من خود را شایسته آن نمی‌دانم که در جای ابوبکر بنشینم، بنابراین، یک پله پایین آمد و بعد از حمد و ثنای خدا گفت: قرآن را بخوانید و با آن آشنا بشوید. و به دستوراتش عمل نمایید و اهل آن باشید. و نفس خود را محاسبه کنید قبل از این که مورد محاسبه قرار گیرید؛ خود را برای حضور در پیشگاه خدا در آن روز بزرگ که هیچ چیزی از دید خدا پنهان نمی‌ماند، آماده کنید. نباید از هیچ کس در نافرمانی خدا پیروی بکنید و بیت المال در دست من به مال یتیمی می‌ماند؛ یعنی اگر نیازی به آن نداشته باشم از آن پرهیز خواهم کرد و اگر نیاز پیدا کردم به اندازه‌ی نیاز، از آن استفاده می‌کنم. "کنز العمال" (44214).

 

2- عمر رضی الله عنه به فرمانداران و کارمندانش می‌گفت: «در موسم حج حضور پیدا کنند. آن‌گاه خطاب به مردم می‌گفت: ای مردم! من این‌ها را نفرستاده‌ام که مالهای شما را بخورند و بر شما ستم بکنند. بلکه آن‌ها را فرستاده‌ام که مانع ضایع شدن حق شما بشوند و اموال بیت المال را به خوبی در میان شما تقسیم بکنند. اگر کسی از این‌ها خلاف آن‌چه‌ گفتم مرتکب شده است، برخیزید و از او شکایت بکنید». الطبقات الکبری لابن سعد (3/293 – 294).

 

3- همچنین در مورد عمربن خطاب رضی الله عنه نقل است که با ذمیان با تسامح برخورد می‌کرد و اگر از پرداخت جزیه عاجز می‌شدند آنان را معاف می‌کرد. چنان که ابوعبید در کتاب «الاموال» می‌نویسد: روزی عمر ضی الله عنه  از جایی می‌گذشت متوجه پیرمرد نابینایی شد که دست سؤال دراز نموده است. عمر ضی الله عنه  دست بر شانه‌ی پیرمرد گذاشت و گفت: از کدام گروه اهل کتاب هستی؟ مرد گفت: یهودی هستم. عمر ضی الله عنه  گفت: چرا گدایی می‌کنی؟ گفت: به خاطر پرداخت جزیه، کهولت سن و نیازهای خود. عمر ضی الله عنه  دست او را گرفت و به منزلش برد و در حد کفاف به او مالی داد. سپس کسی را نزد خزانه دار بیت المال فرستاد و به او گفت: رعایت این گونه افراد را بکنید، به خدا سوگند اگر قرار باشد ما دست‌رنج جوانی را بخوریم و وقتی پیر و ناتوان می‌شود او را رها سازیم، بی انصافی کرده‌ایم. سپس آن پیرمرد و همنوعانش را از پرداخت جزیه معاف کرد و به همه‌ی کارگزارانش نوشت: با این گونه افراد چنین رفتار نمایند. الأموال لأبی عبید ص57، أحکام أهل الذمة لابن القیم (1/ 38)، نصب الرایة للزیلعی (7/ 453).

 این عملکرد و مشابه آن بیانگر میزان عدالت اسلام و خلیفه‌ی مسلمانان (عمرفاروق رضی الله عنه) است که می‌خواهد پایه‌های حکومت خود را بر اساس عدالت استوار سازد تا جایی که با غیر مسلمانان این گونه برخورد می‌نماید.

 

4- علی رضی الله عنه می‌گوید: عمر را دیدم که سوار شتری بود که دوان دوان می‌رفت. گفتم: ای امیرالمؤمنین! کجا می‌روی؟ گفت: به دنبال شتری از بیت المال می‌گردم. گفتم: به خدا که خلفای بعد از خود را به مشقت انداختی. عمر ضی الله عنه  گفت: ای ابوالحسن! مرا ملامت نکن. به خدا اگر در آن سوی فرات بچه شتری بمیرد روز قیامت حسابش از عمر گرفته خواهد شد. " مناقب عمر"

 

5- عبدالرحمان بن نجیح می‌گوید: به خانه‌ی عمر ضی الله عنه رفتم دیدم مشغول دوشیدن ماده شتر خود می‌باشد، روزی غلامش رفته بود تا شتر را بدوشد، متوجه شده بود که قبل از او بچه شتر، شیرهای مادرش را نوشیده است، غلام ناچار شیرهای یکی از شتران بیت المال را دوشیده، نزد عمر ضی الله عنه  آورد. عمر ضی الله عنه  بعد از این که شیر را نوشید، گفت: این شیر را از کجا آوردی؟ او گفت: شیر یکی از شتران بیت المال است. عمر ضی الله عنه  گفت: وای بر تو به من شعله آتش دادی تا بنوشم؟ سپس از مسلمانان حلالی طلبید وآن‌ها او را حلال کردند. " تاریخ المدینة المنورة ص702".

این داستان نمونه‌ای در راستای ورع و پرهیزگاری عمر می‌باشد، زیرا اینک عمر با نوشیدن شیری از روی اشتباهء ترس از عذاب خداوند وجود او را فرا می‌گیرد و تنها با مراجعه‌ به‌ طلب حلالی از بزرگان اصحاب که‌ نماینده‌ی مردم بودند، آرامش خاطر را کسب می‌کند.

این داستان‌ها بیانگر آن است که ذکر و فکر آخرت و ترس خدا بر ذهن عمر تسلط یافته و در رفتار و عملکرد او تبلور یافته بود.

 

6- آری عمر ضی الله عنه  پرهیزگاری نمونه بود. چنان که روزی بیمار شد. اطباء به او خوردن عسل را توصیه کردند. اما او عسلی نداشت تا از آن بخورد. جز این که در بیت المال عسل وجود داشت. و عمر ضی الله عنه  ناچار روی منبر رفت و به مردم گفت: من بیمارم و اطباء خوردن عسل را توصیه کرده‌اند، آیا اجازه می‌دهید که از عسل بیت المال مقداری بردارم. حاضرین به گریه افتادند و همه یکصدا موافقت خود را اعلام نمودند و به یکدیگر گفتند: خدا به حال عمر ضی الله عنه  رحم کند، او خلفای بعدی را به مشقت انداخت. "فرائد الکلام للخلفاء الکرام" ص113،

 

7- عمر ضی الله عنه  افراد خانواده‌اش را از استفاده از امکانات عمومی‌ای که دولت در اختیار مردم گذاشته بود، منع می‌کرد. چنان که عبدالله بن عمر ضی الله عنه  می‌گوید: من چند نفر شتر خریدم و در چراگاه عمومی مسلمانان رها نمودم و بعد از این که فربه شدند، آن‌ها را برای فروش به بازار عرضه کردم. وقتی در بازار چشم عمر ضی الله عنه  به آن‌ها افتاد گفت: صاحب این شتران کیست؟ گفتند: عبدالله است. عمر ضی الله عنه  عبدالله را طلبید و گفت: به به... پسر امیرالمؤمنین! سپس گفت: این‌ها را از کجا آورده‌ای؟ عبدالله گفت: شتران لاغری خریدم و در چراگاه عمومی رها نموده و اکنون که فربه شده‌اند، آن‌ها را برای فروش عرضه داشته‌ام. عمر ضی الله عنه  گفت: لابد آن‌جا می‌گفتند: شتران فرزند امیرالمؤمنین را بچرانید و آب بدهید. سپس گفت: ای عبدالله! آن‌ها را بفروش و سرمایه‌ی اولیه‌ی خود را بردار و بقیه را به بیت المال تحویل بده. "مناقب عمر" ابن الجوزی ص157، 158.

 

8- مقداری مشک و مواد خوشبو از بحرین فرستاده شد. عمر ضی الله عنه  گفت: ای کاش زنی بود که می‌توانست این مواد خوشبو را به خوبی بسته بندی کند تا آن‌ها را میان مسلمانان تقسیم نمایم. همسرش (عاتکه بن زید) گفت: من این کار را انجام می‌دهم. عمر ضی الله عنه  گفت: تو این کار را برای فرد دیگری بگذار. چرا که می‌ترسم دستانت با آن آمیخته شود آن‌گاه به گردن و سر و صورت خود بمالی و چیزی بیشتر از دیگر مسلمانان نصیب تو شود. "الزهد" إمام أحمد ص11، به‌ نقل از: التاریخ الإسلامی (19/ 30).

این است نمونه‌ای از تقوای فوق العاده امیرالمؤمنین، عمربن خطاب که می‌ترسد مبادا همسرش در اثنای تقسیم مواد خوشبوی بیت المال، دستهایش را به سر و صورتش بمالد و ناخودآگاه از اموال عمومی مسلمانان بهره‌مند گردد. این است عملکرد دقیق فردی که از خدا می‌ترسد و مرزهای حلال و حرام را رعایت می‌نماید و حتی از مشتبهات می‌پرهیزد. چیزی که متأسفانه دیگران حتی به فکر آن هم نیستند.

 

9- یکی از دامادهای عمر ضی الله عنه  نزد او آمد و گفت: از بیت المال چیزی به من ببخش. عمر ضی الله عنه  خشمگین شد و گفت: «می‌خواهی با چهره‌ای خائنانه خدا را ملاقات بکنم». تاریخ الإسلام: ذهبی ص271.

این‌ها گوشه‌هایی از عملکرد و موضعگیری‌های عمرفاروق است که بیانگر پرهیز نمودن ایشان از استفاده‌ از اموال بیت المال می‌باشد و این که ایشان زمینه‌ی هر نوع استفاده از جایگاه خود برای اطرافیانش را مسدود کرده بود. اگر چنین نمی‌کرد به راحتی می‌توانست با اطرافیان خود در کمال رفاه زندگی نماید و بعدی‌ها نیز به او اقتدا می‌کردند و بیت المال، جزو اموال شخصی مسئولین امور تلقی می‌شد. و طبیعی است که هر‌گاه حاکم در اموال بیت المال دست درازی کند و آن‌را حیف و میل نماید، کنترل اوضاع از دستش بیرون خواهد رفت و امور مالی کشور با بی‌نظمی ‌روبرو می‌شود و مصالح کشور در خطر می‌افتد و سرانجام نظام اداری کشور از هم می‌پاشد. اما اگر حاکم، اهل قناعت بوده، از حیف و میل اموال مسلمین خودداری نماید، طبیعی است که همه او را دوست خواهند داشت و به حرف او گوش خواهند کرد.

 

شیوه تقسیم اموال بیت المال در عهد خلافت امیر المؤمنین عمر رضی الله عنه :

گفتنی است که شیوه‌ی ابوبکر در تقسیم اموال با شیوه‌ی عمر متفاوت بود. ایشان به صورت مساوی تقسیم می‌کرد، ولی عمر ضی الله عنه  سوابق افراد و جهاد و نصرت آن‌ها به‌ رسول الله‌ ص را مد نظر قرار می‌داد و بر اساس آن حقوقها را تنظیم می‌کرد. چنان که باری به ابوبکر گفت: آیا کسانی را که دوبار هجرت کرده‌اند و به سوی دو قبله نماز خوانده‌اند با کسانی که بعد از فتح مکه از ترس شمشیر مسلمان شده‌اند، در حقوق و مزایا یکسان می‌شماری؟! ابوبکر گفت: آن‌ها هر کاری کرده‌اند به خاطر خدا بوده و خداوند پاداش آن‌ها را خواهد داد و دنیا محل توقف یک سوارکار است. عمر ضی الله عنه  گفت: من هرگز کسی را که در دفاع از رسول خداص جنگیده و کسی را که با رسول خداص جنگیده است، یکسان نمی‌دانم. "الاحکام السلطانیه" (ماوردی) ص201 .

 براساس همین سیاست حقوق بگیران مسلمان را این گونه دسته بندی کرده بود :

ـ کسانی که در اسلام دارای سوابق بودند.

ـ فرماندهان و علمایی که در جلب منابع مادی و معنوی برای مسلمانان پیشگام بودند.

ـ کسانی که در دفع ضرر از اسلام و مسلمانان پیشگام بودند مانند مجاهدین و نگهبانان و کسانی که مأمور به جمع‌آوری اطلاعات از دشمن بودند.

ـ سایر نیازمندان.

"السیاسة الشرعیة" ابن تیمیة ص48، أولویات الفاروق ص358 .

این بود سیاست کلی عمر ضی الله عنه  در تقسیم اموال بیت المال چنان که سخن معروف ایشان که فرمود: «هیچ کس در این مال از کسی حق‌دارتر نیست بلکه هر کس به اندازه‌ی سابقه، نفع رسانی، تلاش و نیاز خود از آن بهره‌مند خواهد بود، بیانگر آن می‌باشد». "جامع الأصول" (2/71)، أخبار عمرص94 .

آن‌گاه عمر ضی الله عنه ، تنی چند از جوانان با سواد قریش از جمله عقیل بن ابی طالب، مخرمه بن نوفل و جبیر بن مطعم را فراخواند و به آنان گفت: آمار مردم را بر اساس جایگاه شان بنویسید. آن‌ها در ابتدا اسامی قبیله‌ی بنی هاشم و بعد از آن قبیله‌ی ابوبکر رضی الله عنه و بعد از آن قبیله‌ی عمر ضی الله عنه  و سپس سایر قبایل را نوشتند و تحویل عمر ضی الله عنه  دادند. وقتی چشم عمر ضی الله عنه  به آن افتاد گفت: من نمی‌خواستم که آن‌را این طور تنظیم کنید. بروید و آن‌را بر اساس قرابتی که مردم با رسول خداص دارند تنظیم بکنید از نزدیکان درجه یک گرفته تا آخرین آن‌ها و عمر ضی الله عنه را در جایی قرار دهید که خدا او را در آن‌جا قرار داده است.

هنگامی که بستگان عمر ضی الله عنه یعنی بنوعدی از ماجرا اطلاع یافتند. نزد خلیفه رفتند و گفتند: تو جانشین ابوبکر رضی الله عنه و جانشین رسول خدا صلی الله علیه وسلم هستی! بهتر است تا خودت و خویشاوندانت را در جایی بگذاری که آن‌ها قید کرده‌اند. عمر ضی الله عنه  گفت: بَه بَه. می‌خواهید با نام من نان بخورید و نیکی‌هایم را دو دستی تقدیم شما بکنم. خیر حتی اگر شما جزو آخرین افرادی باشید که در لیست گنجانیده می‌شوند، اشکالی ندارد. قبل از من دو رفیقم راهی را رفته‌اند که اگر من خلاف آن بروم، خدا با من رفتاری خواهد داشت غیر از آن‌چه‌ با آن‌ها داشته است. به خدا سوگند که ما هر چه در دنیا داریم و آن‌چه‌ در آخرت امیدوار رسیدن به آن هستیم به برکت زحمتهای رسول خدا بوده، پس او از همه‌ی ما برتر است و بستگانش نیز، گرامی ترین افراد عرب هستند و هر کس از مؤمنان به او نزدیک‌تر باشد، گرامی‌تر خواهد بود. و به خدا سوگند که اگر غیر عربها اعمالی را انجام دهند که رسول خدا گفته است و ما انجام ندهیم جایگاه آنان روز قیامت از جایگاه ما نسبت به رسول الله نزدیک‌تر خواهد بود و هر کس از ناحیه عمل بلنگد، از ناحیه نسب، کار به جایی نخواهد برد. فتوح البلدان ص436، الأحکام السلطانیة ص227.

آن‌گاه عمر ضی الله عنه اسامی حقوق بگیران دولت و مقدار حقوقشان را نوشت و این دفتر را «دیوان الجند» یعنی آمار سربازان نامید؛ بنا بر این اساس که‌ همه‌ی مسلمانانی به نوعی در جهاد در راه خدا سهیم هستند. ایشان نام نویسی را با بنی‌هاشم یعنی خویشاوندان رسول خدا شروع کرد و سپس بر اساس خویشاوندی با رسول خدا آن را طبقه‌‌بندی نمود و برای هر مسلمانی مبلغ مشخصی را قرار داد. همچنین حقوق خویشاوندان و ازواج رسول خدا و سایر مسلمانان اعم از زن و مرد، کوچک و بزرگ، برده‌ و آزاده‌ را به‌ طور عادلانه‌ تعیین کرد. "سیاسة المال فی الإسلام" ص160.

پس از آماده ساختن دیوان، مسأله‌ی جهاد و رسیدگی به امور مجاهدین را در سرلوحه‌ی برنامه‌های خود قرار داد. و دیوان الجند، توسط عده‌ای از نابغه‌های قریش و نسب شناسان به زبان عربی تنظیم گردید و در هر یک از شهرهای فتح شده دیوآن‌های مختلفی به زبان محلی همان مناطق تهیه گردید و بعدا در زمان عبدالملک بن مروان و فرزندش؛ ولید به عربی برگردانیده شد.

پس از تدوین و تأسیس دیوآن‌ها، تا یکسال اموال بیت المال جمع آوری و سپس تقسیم می‌شد. و لازمه‌ی این کار این بود که خزانه‌ی کل زیر نظر هیئت امناء قرار می‌گرفت. بنابراین مسئول خزانه‌ی کل در عهد عمر ضی الله عنه  زید بن ارقم بود. همچنین ابوعبید به سند خود از مردی به نام عبدالقاری نقل کرده که گفته است: من در زمان عمربن خطاب مسئول بیت المال بوده‌ام. "صبح الأعشی فی قوانین الإنشاء" قلقشندی (1/89) وفقه الزکاه (1/318).

عمر ضی الله عنه  به امور لشکر اهمیت ویژه‌ای قایل بود و برای رسیدگی به امور آنان دیوان جیش را تدوین و تأسیس نمود و حقوق رزمندگان را بر اساس خویشاوندی با رسول خدا و سوابق اسلامی‌آن‌ها مقرر کرد (الاحکام السلطانیه ماوردی)، بنابراین بیشترین حقوق به اهل بیت رسول الله یعنی فرزندان هاشم اختصاص یافت که عباس به نمایندگی از آنان مبلغ مورد نظر را دریافت و در میان آن‌ها توزیع می‌نمود. و بعد از آن نوبت به همسران رسول خدا می‌رسید و هر کدام حقوق مستقلی دریافت می‌کرد. و بعد از آن‌ها نوبت به سایر مسلمانان می‌رسید که بر اساس سوابق و زحمتهایی که برای اسلام کشیده بودند، حقوق دریافت می‌نمودند. چنان که پیشاپیش همه، اسامی‌ اهل بدر می‌درخشید و سپس کسانی که از جنگ بدر تا حدیبیه در جبهه‌ها حضور داشته و بعد از آن‌ها کسانی که از حدیبیه تا جنگهای رده حضور داشته‌اند و در پایان کسانی که در جنگهای قادسیه و یرموک شرکت کرده بودند. همچنین حقوقی برای همسران و فرزندان رزمندگان در نظر گرفته شد. حتی برای نوزادان نیز سالانه یکصد درهم اختصاص یافت که هر سال آن‌را افزایش می‌داد. "الطبقات الکبری" (3/301)

برای بردگان آزاد شده نیز هزار الی دو هزار درهم اختصاص داد. "تاریخ الیعقوبی" (2/153، 154).

گفتنی است که حقوق هر فرد مهاجر و انصار نیز چهار هزار درهم بود. به جز عبدالله بن عمر رضی الله عنه که برای او 3500 درهم مقرر گردید به علت اینکه او هنگام هجرت کودکی بیش نبود که به تبعیت از پدرش هجرت کرده بود و مهاجر مستقلی به شمار نمی‌رفت. سپس در مقرری مهاجرین و انصار هزار درهم افزوده شد و حقوق سالانه آن‌ها از چهار هزار به پنج هزار ارتقاء یافت. البته این طور به نظر می‌رسد که این حقوق مختص مهاجرین و انصار بدری بود. چرا که حقوق شرکت کنندگان در حدیبیه سه هزار درهم مقرر گردید. و برای کودکان غیر شیرخوار یک‌صد درهم مقرر نمود که بعدا به خاطر ترس از این که مردم نوزادانشان را قبل از موعد مقرر از شیر باز گیرند، نوزادان را نیز مشمول همین حکم کرد. "سیاسة المال فی الإسلام" ص200.

و برای مسلمانان غیر عرب بر حسب خدمات و موقعیت اجتماعی آن‌ها جیره‌ی نقدی و غیر نقدی در نظر گرفت. عمر ضی الله عنه علاوه بر مقرری ثابت، مقرری غیر ثابت و جیره غیر نقدی نیز به آنها می‌داد." عصر الخلافه الراشده" چنان که همه‌ی افرادی که حقوقشان بیان گردید، ماهانه حسب نیاز، گندم نیز دریافت می‌نمودند. تا جایی که روزی گفت: اگر دارایی دولت بیش از این بود، برای هر فرد چهار هزار درهم مقرر می‌کردم: یک هزار برای هزینه‌های سفر ویک هزار برای سلاح و یک هزار برای مخارج خانواده و یک هزار برای هزینه‌های مرکبش. "سیاسه المال فی الاسلام".

و به نظر خلیفه، هر فرد مسلمان باید از روز تولد تا روز وفات سهمی در بیت المال می داشت. بنابراین روزی اعلان نمود که به خدا سوگند هیچ کسی نیست که در این دارایی سهمی نداشته باشد و من نیز مانند یک نفر از شما در آن سهیم می‌باشم ولی هر کس به اندازه‌ی فهم وی از قرآن و نزدیکی وی با رسول خدا و خدمات و شایستگی‌هایش و مقدار نیازمندی خود از آن برخوردار خواهد بود و به خدا سوگند که اگر زنده بمانم کاری خواهم کرد که سهم چوپانی که در کوه‌های صنعاء گوسفند می‌چراند در همان جا به وی برسد. "الطبقات الکبری".

مهم این که معتقد به عدم برخورداری یکسان مسلمانان از بیت المال بود، بلکه خویشاوندان رسول خداع و بزرگان مهاجرین و انصار و کسانی را که سابقه‌ی خدمت و جهاد بیشتری داشتند بر دیگران ترجیح می‌داد. و بدین صورت بیشترین مال و ثروت در زمان عمر ضی الله عنه  به کسانی اختصاص یافت که در واقع پایه‌گذاران دولت اسلامی به شمار می‌رفتند. و طبیعی بود که این گروه از نظر دانش و پایبندی به دستورات شریعت و تقوا نیز حرف اول را می‌زدند و در مالی که به دست آنان می‌افتاد، به بهترین وجه مصرف می‌کردند. بنابر این تقویت این گروه از نظر مالی باعث نفوذ بیشتر و سرانجام تأثیر بیشتر آنان در جامعه می‌شد و آن‌ها را در امر به معروف و نهی از منکر و کنترل اوضاع جامعه کمک می‌کرد.

لازم به ذکر است که عمر رضی الله عنه در مقام یک مجتهد، شیوه تقسیم بیت المال را بر اساس اجتهاد خویش تدوین کرده بود، با این وجود یک قانون لایتغیر نبود، و هرگاه احساس به تغییراتی در آن قانون می دید آنرا تغییراتی می داد، بعنوان مثال :

اسلم (غلام آزاده شده عمر) می‌گوید: گروهی از تاجران مسلمان به مدینه آمدند و شب را در مصلی اردو زدند. عمر به عبدالرحمان بن عوف گفت: برویم و امشب از آن‌ها مراقبت کنیم. آن‌ها شب را در نگهبانی و نماز خواندن گذراندند. در اثنای شب، عمر ضی الله عنه  صدای گریه کودکی را شنید. نزدیک رفت و به مادرش گفت: از خدا بترس و مواظب بچه‌ات باش. سپس به جای خود برگشت. و در پایان شب دوباره صدای گریه کودک به گوشش رسید، این بار نزد مادر کودک رفت و گفت: عجب مادر نامهربانی هستی! چرا بچه‌ات این همه گریه می‌کند؟ زن گفت: ای بنده‌ی خدا! من به او شیر نمی‌دهم، چرا که عمر ضی الله عنه  به کودکانی که شیر مادر نمی‌خورند سهمیه می‌دهد. عمر پرسید: بچه‌ات چند سال دارد؟ زن گفت: چند ماهی بیشتر ندارد. عمر گفت: وای برتو! در گرفتن او از شیر عجله مکن. صبح فردا در نماز فجر، به قدری گریست که کسی متوجه قرائتش نشد. سپس گفت: عمر بیچاره شد و معلوم نیست چقدر از کودکان مسلمان را تاکنون کشته است. سپس اعلام کرد که کودکان خود را قبل از دو سال از شیر نگیرید. و ما برای هر نوزاد مسلمان سهمیه‌ای تعیین خواهیم کرد. و این را به سرتاسر مملکت اسلامی نوشت. " البدایه والنهایه" (7/140).

چه اتفاق زیبا و چه عدالت شگفت انگیزی که در اثر آن هر نوزاد مسلمانی حقوقی از بیت المال دریافت می‌کرد. چرا که بیت المال به همه‌ی مسلمانان تعلق داشت و مسئول آن نیز خلیفه‌ی عادل و امانتداری بود که حق هیچ صاحب حقی را ضایع نمی‌کرد.

 

مخارج شخصی خلیفه :

علما از خلال عملکرد رسول خدا صلی الله علیه وسلم و خلفای راشدین مجموعه‌ای احکام پیرامون مخارج خلیفه استنباط نموده‌اند از جمله این که برای خلیفه جایز خواهد بود در مقابل مسئولیتی که به عهده او گذاشته شده است حقوقی از بیت المال دریافت نماید. چنان که امام نووی، ابن العربی، بهوتی و ابن مفلح به جواز این امر تصریح نموده‌اند. روضة الطالبین (11/137)، البدایة والنهایة (12/228، 229)، السلطة التنفیذیة (1/218).

برداشتن هزینه‌های خود از بیت المال در واقع به خاطر اشتغال آن‌ها در امور مسلمین می‌باشد، و این امر برای خلیفه جائز است حتی اگر به آن نیازی نداشته باشد، حتی برخی گفته‌اند: برداشتن هزینه‌ی خود بهتر از برنداشتن آن است، زیرا با برداشتن، بهتر می‌تواند خدمت رسانی کند، چرا که خود را شاغل می‌داند. "شرح مسلم" نووی. (7/137).

نقل است که عمر رضی الله عنه می فرمود : (إنی أنزلت نفسی من مال الله بمنزلة قیم الیتیم، إن استغنیت عنه ترکت، وإن افتقرت إلیه أکلت بالمعروف).

«بیت المال به دست من مانند مال یتیمی است که به دست سرپرست او است. اگر به آن نیاز داشته باشم به مقدار نیاز خود از آن می‌خورم و اگرنه صرف نظر خواهم کرد». الخلافة الراشدة د. یحیی الیحیی ص270.

 

هزینه‌های دولت در زمان عمر ضی الله عنه :

هزینه‌های دولت در زمان عمر ضی الله عنه  را می‌توان به سه دسته تقسیم کرد که عبارت بودند از هزینه‌های مربوط به مال زکات، هزینه‌های مربوط به جزیه، خراج و عشر و هزینه‌های مربوط به اموال غنیمت؛ و در کلام خدا و سنت پیامبر و عمل صحابه محل مصرف هر سه مورد بیان شده است.

و در زمان عمربن خطاب از مال صدقه به فقرا و مساکین به قدری داده می‌شد که نیازهای اولیه‌یشان برآورده شود و دست تکدی به سوی کسی دراز نکنند و تا حدی آنان را از ثروتمندان نزدیک گرداند. و در این‌باره عمربن خطاب به کارمندان خود می‌گفت: وقتی به کسی چیزی می‌دهید به قدر کافی بدهید. الأموال لأبی عبید (4/676)، سیاسة المال ص171 .

و این سیاست عمر ضی الله عنه  در مورد مستمندان موقت بود اما اگر فردی به علت بیماری مزمن، مستمند دائمی بود، برای او تا بهبودی بیماری‌اش حقوق همیشگی منظور می‌شد. و این سیاست عمر ضی الله عنه علاوه بر مسلمانان شامل حال مستمندان اهل کتاب نیز می‌گردید و آن‌ها از پرداخت جزیه معاف می‌شدند. همچنین حقوق کارمندان مؤسسه‌ی زکات که دارای شعبه‌های مختلفی بود از مال زکات پرداخت می‌شد. چرا که نیاز به افراد متعددی بود تا اموال زکات را شناسایی و جمع آوری کنند و آمار مستضعفان و مقدار نیازهایشان را برآورد نمایند. "سیاسة المال فی الإسلام" ص172.

و اما درآمد حاصل از جزیه، خراج و عشریهها، صرف حقوق و عطایای خلفاء، استانداران، لشکریان و مخارج اهل بیت پیامبر صلی الله علیه وسلم و خانواده‌های مجاهدین و دیگر موارد خیریه می‌شد.

 

والله اعلم

وصلی الله علی نبینا محمد وعلی اله وصحبه وسلم

سایت جامع فتاوای اهل سنت و جماعت

IslamPP.Com