::ISLAMPP.COM::     دانلود کل سایت بصورت آفلاین! کلیک کنید     ::ISLAMPP.COM::     @ توجه توجه @ به سؤالات تکراری پاسخ داده نخواهد شد، پس لطفا قبل از ارسال سوال، در سایت جستجو کنید@

 اخبار جديد

صفحه أصلى

فتاواى متن

فتاواى صوتى

فتاواى تصويرى

گروهبندى فتاوى

كتابخانه فتاوى

جديدترين فتاوى

دانلود کتاب

اصول و تعبير خواب

فرستادن سؤال

جستجو در سايت

پيشنهادات و انتقادات

ارتباط با ما

درباره ما

آمار سايت

1426023 تعداد بازديد سايت

29705 تعداد كل فتاوى

9091 تعداد فتاواى متن

11381 تعداد فتاواى صوتى

9233 تعداد فتاواى تصويرى

73784961 تعداد كل فتاواى خوانده وشنيده شده

2834 تعداد كل فتاواى ارسال شده

 

نمايش فتاوى

 

فتاوى -->> -->>  فتواى انتخاب شده

چرا دست مجرم در سرقت قطع می شود اما در اختلاس یا غصب اموال قطع نمی شود؟
شماره فتوى 8786

تعداد بازديد 5568

فرستادن به دوست 

 چاپ كردن

تاريخ اضافه 2013-12-09

 

فرق بین سارق و در چیست؟ و چرا دزدی کردن حد دارد و سارق دستش قطع می شود اما در غصب اموال یا حد بر مجرم جاری نمی شود؟


الحمدلله،

در شریعت آمده که دست سارق بعنوان حد و مجازات باید قطع شود، و سارق کسی است که اموال دیگران را – که در مکانی امن و مناسب حفاظت شده – بصورت پنهانی بردارد، اما مختلس ومنتهب و خائن سارق نیستند پس دست آنان بریده نمی‌شود اگر چه تعزیر دارند. از جابر روایت شده‌ که پیامبر صلی الله علیه و سلم  فرمود : «لَیْسَ عَلَی خَائِنٍ وَلَا مُنْتَهِبٍ وَلَا مُخْتَلِسٍ قَطْعٌ».

یعنی : «کسی که از طریق خیانت یا انتهاب یا اختلاس (مالی را بچنگ آورد) دستش قطع نمی شود». حدیث را ترمذی (1448) و نسائی (4971) و ابن ماجه (2591) روایت کردند و علامه البانی آنرا صحیح دانسته است، و ترمذی و ابن حبان نیز آنرا صحیح دانسته اند.

اختلاس‌ : یعنی ربودن مال بصورت آشکار و فرار کردن‌ .  

انتهاب : مالی را بقهر و غلبه گرفتن و غصب مال بصورت آشکارا و با اعتماد بر قهر و زور.

خیانت‌ : خائن‌ مالی که نزد او امانت است را برای خود می‏گیرد و نزد صاحبش ادعاء می کند ه گم شده و یا آنرا انکار می کند.

نگاه کنید به : "تحفة الاحوذی" شرح سنن ترمذی، و "عون المعبود" شرح سنن ابوداود.

در بعضی جوامع هم اختلاس را پولی غیر قانونی و از راه نامشروع درآوردن، و یا سوءاستفاده مالی توسط شخصِ مسئول دانسته اند، اما سوء استفاده مالی توسط مسئول نوعی از خیانت در امانت است، بهر حال این روش هم جزو سرقت تلقی نمی شود و حد سارق بر فرد اختلاس کننده جاری نمی شود، اما قاضی شرع می تواند وی را تعزیر کند.

امام ابن القیم ‌در مورد علت این تفاوت گفته‌ : «بریدن دست دزد و سارق برای دزدیدن سه درهم و نبریدن دست مختلس و منتهب و غاصب از حکمت ‌کامل خداوند و شارع مقدس است، زیرا پرهیز و احتراز از دزد ممکن نیست‌، او دیوار خانه‌ها را سوراخ می‌کند و جای امن و حِرز را بهم می‌زند و قفل را می‌شکند و صاحب‌کالا تنها می‌تواند بدور مال خویش دیوار بکشد و بر درِ آن قفل بزند و بیشتر از آن نمی‌تواند پرهیزکند و احتیاط نماید. اگر شارع مجازات بریدن دست را برای دزد تعیین نمی‌کرد همواره مردم به دزدی از یکدیگر می‌پرداختند و آنوقت زیان و ضرر مردم فراوان می‌گشت و مردم سخت گرفتار دزدان می‌شدند بخلاف مختلس و منتهب‌، زیرا کسی که به انتهاب دست می‌زند آشکارا و درجلو چشم مردم مال را می‌رباید، مردم می‌توانند بردست او بزنند و از حق مظلوم دفاع ‌کنند و پیش حاکم‌گواهی بدهند. و کسی‌که به اختلاس اقدام می‌کند از غفلت مالک و دیگران بهره می‌گیرد و فرصت می‌یابد تا حدکوتاهی از مالک و مردم است‌، که او این فرصت را یافته است‌، اگر مالک و دیگران بیدار باشند و آگاه‌، او نمی‌تواند اختلاس کند او مانند سارق نیست و باندازه سارق خطرناک نمی‌باشد، بلکه بیشتر به خیانت‌کار خیانت پیشه شباهت دارد.

بعلاوه اختلاس بیشتر در غیر محل حرز صورت می‌گیرد، زیرا او تو را غافل می‌کند و از غفلت و عدم احتیاط شما استفاده می‌کند و مال را می‌رباید و معمولا می‌توان از آن پرهیزکرد و او نیز مانندکسی است‌ که به نهب و نبودن آشکارمال دست می‌زند. و ‌حال غاصب آشکار است و بطریق اولی نباید دستش بریده شود. لیکن با ضرب و شکنجه و زندان طولانی وکیفر با اخذ اموال و غرامت ازآنان می‌توان از تجاوز آنان جلوگیری نمود» " أعلام الموقعین " ( 2 / 48 ).

 

والله اعلم

وصلی الله علی نبینا محمد وعلی اله وصحبه وسلم

سایت جامع فتاوای اهل سنت و جماعت

IslamPP.Com