::ISLAMPP.COM::     دانلود کل سایت بصورت آفلاین! کلیک کنید     ::ISLAMPP.COM::     @ توجه توجه @ به سؤالات تکراری پاسخ داده نخواهد شد، پس لطفا قبل از ارسال سوال، در سایت جستجو کنید@

 اخبار جديد

صفحه أصلى

فتاواى متن

فتاواى صوتى

فتاواى تصويرى

گروهبندى فتاوى

كتابخانه فتاوى

جديدترين فتاوى

دانلود کتاب

اصول و تعبير خواب

فرستادن سؤال

جستجو در سايت

پيشنهادات و انتقادات

ارتباط با ما

درباره ما

آمار سايت

1189958 تعداد بازديد سايت

29705 تعداد كل فتاوى

9091 تعداد فتاواى متن

11381 تعداد فتاواى صوتى

9233 تعداد فتاواى تصويرى

68997942 تعداد كل فتاواى خوانده وشنيده شده

2779 تعداد كل فتاواى ارسال شده

مقاله هاي
<
  حکمت و فلسفه آفرینش شیطان
 

نويسنده:سايت جامع فتاوي اهل سنت و جماعت

تعداد بازديد 16905

فرستادن به دوست 

  چاپ كردن

تاريخ اضافه 2011-12-21

 

حکمت و فلسفه آفرینش شیطان

 

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین و الصلاة و السلام علی رسول الله و علی آله و اصحابه الی یوم الدین و اما بعد :

شیطان منبع شرارت و گناهان است؛ او مردم را بسوی نابودی دنیا و آخرت رهبری می کند. شیطان در هر زمان و مکانی پرچمدار کفر و معصیت پروردگار است و مردم را بسوی آن دعوت می دهد، اکنون این سوال مطرح است، آیا حکمتی در آفرینش او نهفته است و آن چیست؟

ابن قیم در " شفاء الغلیل" درپاسخ به این سؤال چنین می فرماید: «در آفرینش شیطان و سپاه او فلسفه و حکمت هائی وجود دارد که تفصیل و جزئیات آن را جز خداوند کسی نمی داند و بعضی از آنها بشرح زیر هستند:

 

1- تکمیل کردن مراتب عبودیت

یکی از حکمت های آفرینش شیطان، تکمیل کردن مراحل عبودیت انبیاء و اولیاء بوسیله مبارزه با این دشمن الهی و پیروانش است، مخالفت و حقیر شمردن شیطان باعث خشم و ناراحتی او میشود و رضایت خداوند را فراهم میسازد، موجبات خشم شیطان و دار و دسته اش، پناه جستن از شرارت های او و پناه بردن بسوی الله از دسیسه ها اش، از جمله مراحل تکمیل کردن عبودیت هستند که بندگان مخصوص حضرت حق با گذشتن از این گذرگاه های صعب العبور، عبودیت و بندگی خود را ارتقاء می دهند و این رشد و تعالی عبودیت، منافع و مصالحی را در بر دارند که از راه های دیگر نمی توان به آنها دست یافت .

 

2- ایجاد واهمه در دل بندگان در راستای انجام گناه

از جمله فلسفه و حکمت های آفرینش شیطان این است که مؤمنان و فرشتگان از ارتکاب گناه دوری کنند و از سرنوشت بد شیطان و اثرات معصیت پند بپذیرند، زیرا نافرمانی خداوند بود که شیطان از منزلت و جایگاه ملکوتی به جایگاه ابلیسی سقوط کرد. بی تردید وقتی که فرشتگان شاهد سرنوشت شیطان شدند، عبودیت، خضوع و خوف دیگری برای آنها حاصل شد. عیناً آنطور از احوال خادمان سلطان شاهد می شود، هرگاه خادمان مشاهده کنند که سلطان یکی از آنها را به بدترین وجه مورد اهانت و تذلیل قرار داده است، بی گمان ترس و خوف آنان تشدید می شود و آنها خود را از ارتکاب معصیت بر حذر خواهند داشت.

 

3- مایه پند برای پند پذیران

از جمله حکمت ها این است که خداوند جریان شیطان را مایه عبرت و پند و اندرز برای کسانی که پند پذیر باشند، قرار داده است تا از مخالفت با اوامر و تکبر از اطاعتش و اصرار بر معصیتش، اجتناب ورزند. آری، همانطور که گناه آدم، ابوالبشر را مایه عبرت برای کسانی که مرتکب معصیت اوامر او می شوند، قرار داده است. سپس آدم توبه کرد، پشیمان شد و بسوی پروردگارش پناه برد، خداوند پدر جن و انس را به گناه مبتلا کرد؛ پدر جن ها (شیطان) را مایه عبرت برای کسانی که مُصِر بر گناهان و پدر انسانها (آدم) را مایه عبرت برای کسانی که از گناهان اظهار ندامت نموده و بسوی پروردگار رجوع می کنند، قرار داده است. خداوند بهتر می داند، این دو جریان آدم و شیطان چه حکمت و پند و اندرزهای آشکار و نهانی را در بر دارد.

 

4- امتحان و آزمایش بندگان

از جمله حکمت های آفریدن شیطان این است که وجود و جریان شیطان محکی است که خداوند توسط آن بندگانش را مورد امتحان و آزمایش قرار داده است تا با گذر از این امتحان، بندگان پاک از ناپاک تمایز یابند، زیرا خداوند نوع بشر را از زمین خلق کرده است، زمین دارای ویژگیهای متفاوتی مانند: نرمی، خشونت، پاکیزگی و خباثت است، پس لازم است که ویژگی های نهفته در ماده او ظاهر شوند. در حدیث از حضرت ابو موسی اشعری رضی الله عنه روایت شده که می فرماید: از رسول الله صلی الله علیه وسلم  شنیدم، فرمود:

«إن الله خلق آدم من قبضة قبضها من جمع الأرض، فجاء بنو آدم علی قدر الأرض، منهم الأحمر والأبیض والأسود، والسهل والحزن، والطیب والخبیث». احمد، ترمذی و ابو داود آن را روایت کردهاند.

(خداوند آدم را از یک مشت خاک آفریده است که آن را از روی سطح تمام زمین جمع کرده بود، اینجا است که فرزندان آدم بر حسب نوع خاک بعضی سرخ، بعضی سیاه، بعضی سفید، بعضی نرم، بعضی خشن، بعضی پاکیزه و بعضی ناپاک ببار آمده اند).

با توجه به حدیث مذکور، آنچه که در ماده اصلی از نرمی، خشونت، پاکی و ناپاکی بوده، در آفریده شده نیز از آن ماده وجود دارد و حکمت الهی مقتضی آن شد که این ویژگی ها بروز کنند و عامل بروز دهنده برای آنها آفریده شود و وجود ابلیس همان محکی است که بوسیله او پاک از ناپاک متمایز می شود، همانطور که پیامبران الهی نیز محک متمایز شدن پاک از ناپاک هستند . خداوند می فرماید: « مَّا کَانَ اللّهُ لِیَذَرَ الْمُؤْمِنِینَ عَلَی مَآ أَنتُمْ عَلَیْهِ حَتَّیَ یَمِیزَ الْخَبِیثَ مِنَ الطَّیِّبِ »آل عمران:١٧٩

((ای مؤمنان! سنّت) خدا بر این نبوده است که مؤمنان را به همان صورتی که شما هستید (و مؤمن با منافق آمیزه یکدیگر شده است و مسلمان از نامسلمان جدا نگشته است) به حال خود واگذارد . بلکه خداوند (با محکّ سختیها و دشواریها و فرازها و نشیبهای زندگی، از جمله جهاد، منافق) ناپاک را از (مؤمن) پاک جدا میسازد).

خداوند پیامبران را به سوی مکلفین فرستاد در حالی که افراد پاک و ناپاک در میان آنها یافت میشد، پس افراد پاک را در ردیف پاکان و افراد ناپاک را در ردیف ناپاکان قرار داد.

حکمت بالغه خداوند ن شد که پاک و ناپاک را در دنیا که دارالامتحان است با هم مخلوط کند و وقتی که به جهان آخرت که دارالقرار است، میروند، آنها را از هم جدا می کند. پس هر گروهی محل استقرار و مسکن جداگانهای دارد.

 

5- مظهر قدرت کامل خداوند

از جمله حکمت های آفریدن شیطان، اظهار قدرت کامل خداوند در قالب آفریدن اشیاء متضاد است: مانند آفریدن جبرئیل و فرشتگان، ابلیس و شیطان . این یکی از بزرگترین نشانههای قدرت و مشیت و سلطان او است. زیرا او آفریدگار اشیاء متضاد است. مانند: زمین و آسمان؛ روشنی و تاریکی؛ دوزخ و بهشت؛ آب و آتش؛ گرمی و سردی و پاک و ناپاک .

 

6- هر ضدی مظهر حسن ضد دیگر است

از جمله حکمت ها این است که آفریدن یک ضد از کمال و تمام حسنِ ضد دیگر است، زیرا حسن هر ضدی توسط ضد دیگر آشکار می گردد، اگر چیزهای خراب نمی بودند، زیبائی خوبان با خوب ها تجلی نمی شد. اگر فقر و تنگدستی نمی بود، ارزش ثروت و غنی معلوم نمی شد.

 

7- شیطان واسطه تحقق شکر

از جمله حکمت ها این است که خداوند دوست دارد که انواع حقیقت شکر از جانب انسان در حق او تحقق یابد. بی تردید اولیاء خداوند بدلیل وجود دشمن خدا، ابلیس و لشکر او و امتحان آنان بوسیله شیطان، به انواع شکر و سپاس دست یافته اند، اگر شیطان نمی بود آنان هرگز به این مقام والای شکر و سپاس نمی رسیدند. شکر آدم زمانی که در بهشت بود و هنوز توسط شیطان به بیرون بهشت رانده نشده بود و شکر او بعد از اینکه مورد آزمایش شیطان قرار گرفت و پروردگارش او را برگزیده و توبه او را پذیرفته بود، چقدر با هم دارند.

 

8- آفریدن شیطان موجب گرم شدن بازار عبودیت است

از جمله فلسفه و حکمت های آفریدن شیطان این است که: محبت، پشیمانی، توکل، صبر، رضا و ... پسندیده ترین عبادت ها از دیدگاه خداوند هستند. و این عبادت ها بوسیله جهاد، بذل جان و مال در راه خداوند و تقدیم محبت او بر هر محبتی دیگر، تحقق می یابند. پس جهاد در راه خداوند، جوهر و روح عبادت و پسندیده تر از هر عبادتی دیگر نزد خداوند است. خلق شیطان و خلق لشکر او، زمینه ساز گرم شدن بازار عبادت جهاد و توابع آنها است، عبادت و جهادی که حکمت های بی شمار و مصالح آن را سوای خداوند کسی نمی تواند آن را احاطه و فراگیرد.

 

9- ترتیب ظهور نشانه و شگفتی های قدرت خداوند

از جمله فلسفه و حکمت های آفریدن شیطان این است که خلق شیطان زمینه ساز ظهور نشانهها و شگفتی های قدرت خداوند است؛ یعنی بدلیل تضاد شیطان با پیامبران، تکذیب پیامبران و عداوت با آنان موجب شد که آیه ها و معجزاتی که مظهر تحقق قدرت خداوند هستند. مانند: طوفان نوح، عصا و ید بیضاء حضرت موسی، شکافته شدن دریا، انداختن حضرت ابراهیم به آتش و تبدیل آن به گلستان و چندین برابر از این نشانه و مظهر قدرت، بوجود بیایند و هر کدام از اینها نشانههایی از قدرت، علم و حکمت خداوند هستند که وجود یک عامل برای ظهور و تحقق اینها ضروری بود.

 

10 آفریدن از آتش نیز نشانی از قدرت او است

از جمله فلسفه و حکمت آفریدن شیطان، این است که ماده آتش حاوی احتراق، علو، فساد میباشد و در آن نور و روشنائی نیز وجو دارد، پس خداوند متعال از آتش نیز خوب و خراب را پدیدار کرده است. همانطور که این ویژگیهای متضاد در ماده خاکی نیز وجود دارند و در خاک نیز خوب و خراب، نرمی و خشونت، سفید، سرخ و سیاهی دیده می شود .

خداوند مخلوقاتی با تمام این خاصیت ها را از خاک آفریده است، وجود این آفریده های متضاد از یک ماده آتشین یا خاکی نشانی از قدرت و وحدانیت او است و دال بر این نکته است که:

« لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْءٌ وَهُوَ السَّمِیعُ البَصِیرُ» الشوری: ١١

(هیچ چیزی همانند خدا نیست (و نه او در ذات و صفات به چیزی از چیزهای آسمان و زمین میماند، و نه چیزی از چیزهای آسمان و زمین در ذات و صفات بدو میماند) و او شنوا و بینا است (و پیوسته بر کارگاه جهان نظارت مینماید، و از جمله زاد و ولد انسانها و حیوانها را میپاید)).

 

11- ظهور متعلقات اسماء الهی

از جمله حکمت های آفریدن شیطان، این است که معانی قسمتی از نامهای خداوند از جمله خافض (پست کننده)، رافع(ترفیع دهنده)، معزّ (عرت دهنده)، مذّل (ذلیل کننده) حًکًم، عادل و منتقم(انتقام گیرنده) مفهوم پیدا کنند. برای ظهور معانی این اسماء و صفات وجود متعلقات و مظاهری لازم و ضروری است، همانگونه که صفات رحمت، احسان، رزق و غیره برای تحقق یافتن به متعلقات و مظاهر نیاز دارند.

 

12- ظهور آثار ملک تام و متصرف عام

از جمله حکمت ها این است که خداوند مالکی است که ملکش و قدرتش فراگیر است و تصرف عام و تنوع آن در قالب ثواب، عقاب، اکرام، اهانت، عدل، فضل، اعزاز و اذلال از نشانههای مالکیت تامّه او هستند، لذا وجود کسانی که از متعلقات این پدیده ها باشند ضروری است، یعنی آفریده های خداوند باید مظهر تحقق ثواب، اکرام و اعزاز باشند. و برخی دیگر نیز مظهر تحقق عقاب، اهانت و اذلال باشند و شیطان و گروه او مظهر تحقق نوع دوم هستند.

 

13- وجود ابلیس نشانی از حکمت تامه خداوند است

از جمله حکمت و فلسفه آفریدن شیطان این است که خداوند حکیم است و حکمت از صفات او است و مستلزم این است که هر چیزی در جای خودش، جائی که چیز دیگری در آن مناسب نیست، گذاشته شود. بنابر این، حکمت خداوند مقتضی آن شد که موجودات متضاد آفریده شوند و هر کدام متصف به وصفی باشد که برای دیگری زیبنده نیست و از لحاظ احکام، صفات و ویژگی با هم متفاوت باشند، زیرا حکمت بدون این تضاد و تنوع به اتمام نمی رسد. روی این حساب وجود موجودات متضاد در ذات و صفات در عین حال که مظهر قدرت است از نشانههای حکمت خداوند نیز می باشد.

 

14- خداوند در برابر تمام صفات خود شایسته حمد است

از جمله حکمت های آفریده شدن شیطان این است که حمد خداوند متعال و تعریف او تام و از جمیع جهات کامل است. پس خداوند در برابر عدل، منع، ذلیل کردن، ارتفاع درجه، انتقام از بدکاران و اهانه به دشمنانش محمود و شایسته ستایش است، همانطور که در برابر فضل، عطاء، ارتفاع درجه و اکرام مستوجب حمد و ستایش است. او در برابر تمام این صفات مستوجب و شایسته حمد است.

فرشتگان، اولیا، انبیا، و تمام انسانها خداوند را در برابر تمام صفات ستودهاند و آفریدن و ایجاد آنچه که از تمام و کمال یا از لوازم و نشانی حکمت بالغه است، ضروری است. و تعطیل حمد او مانند تعطیل حکمت جایز نمی باشد .

 

15- آفریدن شیطان مظهر حلم و بردباری خداوند نسبت به بندگان است

از جمله حکمت های آفریدن شیطان این است که خداوند متعال دوست دارد نسبت به بندگانش  حلم، صبر، تحمل و وسعت رحمت خودش را ظاهر کند .

این امر مقتضی شد که خداوند مخلوقی را بیافریند که شرک کند و در احکام صادره خداوند اطاعت نکند، در مخالفت با وی کوشش کند و در راستای ناخشنودی او تلاش نماید، حتی خود را مشابه خداوند قرار دهد و با این همه خداوند، انواع خوردنی و نوشیدنی های پاکیزه را به او بدهد، او را رزق دهد و از گناهان او صرف نظر کند و زمینه را برای بهره مند شدن او از تمام لذات و انواع نعمت ها فراهم سازد، دعوت او را اجابت کند و مشکلاتش را حل کند و با احسان و انعام بر وی، بر عکس رفتارش با او که او را کفر و شرک و بی ادبی می کند، معامله کند، آری خداوند بهتر می داند که چه حکمت هائی در آفریدن شیطان نهفته است.

بخاری در تایید مطلب فوق روایتی بشرح زیر را نقل میکند: حضرت ابوموسی اشعری می گوید: رسول الله  صلی الله علیه وسلم  فرمود:

« ما أحد أصبر علی أذی یسمعه من الله، یدعون له الولد ثم یعافیهم ویرزقهم».

(هیچ کس در برابر اذیت و آزاری که می بیند شکیباتر از خداوند نیست، بندگان فرزند را به او نسبت می دهند، اما خداوند از این جسارت بزرگ آنان صرف نظر می کند و آنان را روزی می دهد). مشکاة المصالبیح: 1/14 شماره: 22 .

در صحاح از حضرت ابوهریره رضی الله عنه روایت شده که رسول الله صلی الله علیه وسلم  فرمود:

« قال الله تعالی: کذبنی ابن آدم، ولم یکن له ذلک، وشتمنی ولم یکن له ذلک، فأما تکذیبه إیای فقوله: لن یعیدنی کما بدأنی، ولیس أول الخلق بأهون علیّ من إعادته، وأمّا شتمه إیای فقوله: اتخذ الله ولداً، وأنا الأحد الصمد الذی لم ألد ولم أولد، ولم یکن لی کفواً أحد».

(خداوند می فرماید: انسان مرا تکذیب کرد و برای او شایسته نبود که مرا تکذیب نماید، تکذیب او این بود که گفت: خداوند آنطور که مرا خلق کرده، بعد از مرگ زنده نمی کند، اما دشنام او این است که می گوید: خداوند زن و فرزند برای خود اختیار کرده است، حال آنکه من یکتا، بی نیاز و بی همتا هستم و هیچ همتائی ندارم). (بخاری)

خداوند متعال با وجود آگاهی از این تکذیب و دشنام که از طرف انسانها متوجه او می شوند، تکذیب کنندگان و دشنام دهندگان را رزق می دهد، آنان را مورد عفو قرار می دهد و از آنان دفاع می کند، آنان را بسوی بهشت خود دعوت می دهد و اگر توبه کنند، توبه آنها را می پذیرد، بدی آنان را به نیکی تبدیل می سازد و در همه احوال آنان را مورد لطف و انعام قرار می دهد، آنان را شایسته آن می داند که پیامبرانش را به سوی او روانه کند و به پیامبران امر می کند که با سخنان شیرین و لهجه محبت آمیز و ناصحانه آنان را مورد خطاب قرار دهند و با محبت با آنان برخورد کنند. فضیل بن عیاض می گوید: هر شب از طرف خداوند متعال این ندا سر داده می شود: چه کسی جود و سخاوتش بیشتر از جود و سخاوت من است، بندگان از من نافرمانی می کنند و من در هنگام خواب چنان از آنان پاسداری می کنم که گوئی از من نافرمانی نکرده اند و چنان از آنان مراقبت می کنم که گوئی مرتکب گناه نشده اند، برگناه کاران جود و سخا می کنم و بدکاران را مورد الطاف قرار می دهم، چه کسی مرا صدا کرد و من او را اجابت نکردهام؟ چه کسی از من خواست و من به او ندادهام؟ من جواد هستم، جود و سخا از جانب من است، من کریم هستم و کرامت از جانب من است، از نشانی کرم من این است که به بندگان خود میدهم آنچه را که از من خواسته یا نخواستهاند و چنان به توبه کنندگان می دهم که گوئی هرگز گناه نکرده است، پس مخلوق اگر از من فرار کند، به کی پناه می برد؟ و گناه کاران از دروازه من به کجا می روند؟

در یک حدیث قدسی چنین آمده است:

من (خداوند) و جن و انس در معامله ای بسیار شگفت آور بسر می بریم: من آنها (جن و انس) را می آفرینم ولی آنان دیگران را عبادت می کنند و من آنان را روزی می دهم و آنان از دیگران تشکر می کنند.

و در حدیثی دیگر آمده است: ای فرزند آدم! تو در حق من انصاف نکردی، خیر و نیکیهای من همواره بر تو نازل می گردد، اما شر و بدی تو بسوی من می آید، با نعمت هائی که به تو می دهم، چقدر با تو مجبت دارم و بدان که من نیازی به تو ندارم و تو چقدر با انجام گناه خود را مورد غضب من قرار می دهی و حال آنکه تو محتاج من هستی، فرشتگان همواره اعمال زشت تو را بسوی من میآورند.

و در حدیث صحیح آمده است:

« لو لم تذنبوا لذهب الله بکم، ولجاء بقوم یذنبون فیستغفرون، فیغفر لهم».

(اگر شما گناه نکنید، خداوند شما را می برد و در عوض کسانی را می  آفریند که گناه کنند و بعد آمرزش بطلبند تا آنان را مورد مغفرت قرار بدهد) .

 

16- خداوند موجوداتش را بگونه ای آفریده که مظهر احکام اسما، صفات و آثار او باشند

حمد و حکمت خداوند، - بدلیل محبت او برای اسماء و صفاتش- مقتضی آن است که مخلوقی را بیافریند تا مظهر احکام اسما، صفات و آثار آن باشد.

آری، بخاطر محبت او برای صفت عفو، مخلوقی را آفریده است تا مظهر عفو او باشد و بخاطر محبتش با مغفرت. مخلوقی را خلق نمود تا مظهر تحقق عفو باشد، در برابر او صبر کند و در معامله با وی شتاب نکند.

و بخاطر محبت و دوستی اش با عدالت و حکمت، موجودی را آفریده است تا مظهر تحقق عدل و حکمت او باشد و بخاطر دوستی و محبتش با جود، سخاء، احسان و نیکی کسانی را آفریده است که با وی بد رفتاری کنند و در حق وی مرتکب اِساءِ ادب شوند. اگر کسانی را نمی آفرید که مرتکب انواع مخالفت و معاصی شوند، این همه حکمت و مصالح تحقق پیدا نمی کردند و حکمتهای بی شماری از دست می رفتند.

خداوند که بهترین آفریدگار است، بسیار با برکت و پروردگار عالمیان است، ایشان حاکم همهی حکما و صاحب حکمت بالغه و نعمت های بسیار مرغوب است، حکمت او برابر قدرت و قدرت او هماهنگ با حکمت او است و هر موجود و هر پدیدهای حکایت از حکمت و قدرت او دارد.

 

17- وجود شیطان موجب بوجود آمدن پسندیدههای خداوند است

آری، اگر دقت شود، روشن می گردد که به سبب وجود این مخلوق منفور بسیاری از محبوبات الهی تحقق پیدا کرده است، برای رسیدن به محبوب ناملایمات قابل تحمل هستند. حکیم و فرزانه، دانا و خردمند کسی است که کالای مرغوب و پسندیده اش را با تحمل رنج و محرومیت ها بدست می آورد، اگر راهی دیگری را برای بدست آوردن آن در دست نداشت.

 

18- خداوند دوست دارد که پناهگاه دوستانش باشد

ابن تیمیه می فرماید: همانطور که جود، عطا و سخاوت از جمله صفت های کمالی و افعال موجب مدح و ثنا هستند، پناه دادن، یاری رسانی، و یاری نمودن نیز از صفات کمال و افعال موجب مدح و ستایش می باشند. همانطور که لازم است که پناه جویان از او پناه جویند، لازم است که پناهندگان نزد او را پناهنده شوند. هنر و شاهکار پادشاه این است که دوستانش را پناه داده و دوستان پناه او را جویا شوند. احمد بن حسین کندی درباره ممدوحش چنین می گوید:

یا مـن ألوذ به فیمـا أؤملـه                  ومن أعـوذ بـه مما أحـاذره

لا یجبر الناس عظماً أنت کاسره          ولا یهیضون عظماً أنت جابره

(ای کسی که برای رسیدن به آرزوهایم به تو پناه می آورم. ای کسی که در موقع خوف و خطر پنا تو را می جویم. استخوانی را که تو شکننده آن هستی، از دست هیچ کس جبران نمی شود و آنی را که تو جبران کنندهاش هستی، هیچ کس توان شکستن آن را ندارد).

چه زیبا بود اگر گوینده این سخن را در وصف خالق می گفت.

منظور این است که خداوند منان دوست دارد که بندگانش را پناه بدهد و بندگان به او پناه جویند. خداوند رسولش را در کتاب خود، بیش از یک جا، امر کرده است تا باو پناه ببرد، زیرا وقتی خداوند بنده را از دشمنش برهاند و او را پناه بدهد، نعمت کامل را بر بنده تحقق می یابد، پس رهانیدن از دست دشمن و پناه دادن از شرارت های او در قالب نعمت ناقص انجام نمی گیرد. خداوند دوست دارد که نعمت هایش را بر بندگان مؤمن کامل کند، یاری و کمک علیه دشمن را برای بندگانش نشان بدهد.

 

وصلی الله وسلم علی محمد وعلی آله وأصحابه والتابعین لهم بإحسان إلی یوم الدین

منبع: کتاب "دنیای جن و شیاطین"؛ دکتر عمر سلیمان اشقر.