::ISLAMPP.COM::     دانلود کل سایت بصورت آفلاین! کلیک کنید     ::ISLAMPP.COM::     @ توجه توجه @ به سؤالات تکراری پاسخ داده نخواهد شد، پس لطفا قبل از ارسال سوال، در سایت جستجو کنید@

 اخبار جديد

صفحه أصلى

فتاواى متن

فتاواى صوتى

فتاواى تصويرى

گروهبندى فتاوى

كتابخانه فتاوى

جديدترين فتاوى

دانلود کتاب

اصول و تعبير خواب

فرستادن سؤال

جستجو در سايت

پيشنهادات و انتقادات

ارتباط با ما

درباره ما

آمار سايت

1072983 تعداد بازديد سايت

29705 تعداد كل فتاوى

9091 تعداد فتاواى متن

11381 تعداد فتاواى صوتى

9233 تعداد فتاواى تصويرى

67182897 تعداد كل فتاواى خوانده وشنيده شده

2741 تعداد كل فتاواى ارسال شده

مقاله هاي
<
  دیدگاه اهل سنت و جماعت درباره صفات خداوند
 

نويسنده:سايت جامع فتاوي اهل سنت و جماعت

تعداد بازديد 17760

فرستادن به دوست 

  چاپ كردن

تاريخ اضافه 2012-03-16

 

دیدگاه اهل سنت و جماعت درباره صفات خداوند

دکتر عمر سلیمان اشقر

 

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین و الصلاة و السلام علی رسول الله و علی آله و اصحابه الی یوم الدین و اما بعد :

ابن تیمیه رحمه الله خلاصه مذهب سلف صالح را در این خصوص چنین بیان می کند:

«اصل در این باب این است که خدا را با اوصافی توصیف نمود که خود یا پیامبرش او را بدان توصیف نموده اند، خواه به اثبات یا به نفی. آنچه را که خداوند برای خودش قائل بوده و اثبات نموده است، اثبات وآنچه را که خداوند از خود نفی کرده است، نفی شود»

 برای همگان روشن است که روش امت و ائمه سلف، اثبات تمامی صفاتی بوده که خداوند آنها را برای خود ثابت نموده است، بدون کیفیت و تشبیه و تمثیل و بدون تحریف و تعطیل. [1]

خداوند ما را از انحراف و دوری از روشی که خود، درباره اسماء و صفاتش در قرآن ترسیم نموده است، برحذر داشته و می فرماید: «وَلِلّهِ الأَسْمَاء الْحُسْنَی فَادْعُوهُ بِهَا وَذَرُواْ الَّذِینَ یُلْحِدُونَ فِی أَسْمَآئِهِ» الأعراف: ١٨٠

(خدا دارای زیباترین نامها است (که بر بهترین معانی و کاملترین صفات دلالت مینمایند. پس به هنگام ستایش یزدان و درخواست حاجات خویش از خدای سبحان) او را بدان نامها فریاد دارید و بخوانید و به ترک کسانی بگوئید که در نامهای خدا به تحریف دست مییازند.)

«اصل الحاد، در لغت عرب، بمعنی تجاوز ازحد اعتدال و میل به سوی جور و انحراف است. از همین ریشه و معنی است که عرب به قبر می گویند: اللحدچون در قبر نیز معنی میل به سمت قبله موجود است.[2]

خداوند در راستای پاکی و تنزیه خود از توصیف نابجائی که ملحدین و مشرکین گمراه در اسماء او ایجاد کرده و به اونسبت می دهند، میفرماید: « سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا یَصِفُونَ» الصافات: ١٥٩

(خداوند، پاک و منزّه است از توصیفهائی که (این گروه مشرک و خرافهپرست) میکنند.)

« سُبْحَانَ رَبِّکَ رَبِّ الْعِزَّةِ عَمَّا یَصِفُونَ» الصافات: ١٨٠

(پاک و منزّه است خداوندگار تو از توصیفهائی که (مشرکان درباره خدا به هم میبافند و سر هم) میکنند، خداوندگار عزّت و قدرت.)

و تعریفی را که بندگان مخلص از وی کرده اند استثناء نموده و می فرماید:

« إِلَّا عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِینَ» الصافات: ١٦٠

(مگر بندگان مخلص خدا (که در دوزخ گرد آورده نمیشوند).

در آیه ای دیگر خداوند بخاطرسخنان سالم و توصیف خداوند به نیکی، بر پیامبرانش سلام و درود فرستاده ومی فرماید: «وَسَلَامٌ عَلَی الْمُرْسَلِینَ» الصافات: ١٨١

 درود بر پیغمبران!

 

دیدگاه امام ابو الحسن اشعری درباره صفات خداوند :

بعضیها که مذهب و دیدگاه اهل سنت را درباره صفات خداوند نمی پسندند، بر اهل سنت خرده گیری کرده و مدعی هستند که مذهب اشاعره مخالف با مذهب اهل سنت است. می گویند: تنها مذهب ما، مذهب اهل سنت است که اکنون ما در صدد هستیم تا آنچه را که امام ابوالحسن اشعری، از اهل سنت و اصحاب حدیث نقل کرده و در خاتمه آن تصریح کرده است که مذهب اهل سنت همین است، را بیان کنیم:

امام ابوالحسن عنوان این مبحث را چنین مطرح کرده است:

«این گزیده تمام سخنان اصحاب حدیث و اهل سنت است». سپس می فرماید: آنچه که اهل حدیث و اهل سنت بر آن اتفاق دارند چیزی از آن را رد نمی کنند این است: اعتراف به خداوند، فرشتگان، کتب آسمانی و پیامبران و هر آنچه که از نزد خداوند آمده و نیز هر آنچه که راویان ثقه و معتمد از رسول الله صلی الله علیه وسلم نقل کرده اند و اینکه خداوند، خدای تک وتنها و بی نیاز است، غیر از وی معبودی وجود ندارد، زن و فرزند ندارد، محمد بنده فرستاده اوست، بهشت و دو زخ حق اند، قیامت آمدنی است و در آن تردیدی و جود ندارد، خداوند مردگان را زنده می کند و خداوند بر عرش خود قرار دارد. همانطور که خودش می فرماید:

«الرَّحْمَنُ عَلَی الْعَرْشِ اسْتَوَی» طه: ٥

(خداوند مهربانی (قرآن را فرو فرستاده) است که بر تخت سلطنت (مجموعه جهان هستی) قرار گرفته است (و قدرتش سراسر کائنات را احاطه کرده است).)

 خداوند دو دست دارد که چگونگی آنها معلوم نیست می فرماید:

«خَلَقْتُ بِیَدَیَّ» ص: ٧٥

(آن را با دست خود آفریدهام.)

و میفرماید: «بَلْ یَدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ» المائدة: ٦٤

(بلکه دو دست خدا گشاده است).

و خداوند دو تاچشم دارد، البته کیفیت آنها برای ما روشن نسیت. میفرماید:

« تَجْرِی بِأَعْیُنِنَا» القمر: ١٤

(آن کشتی در منظر و چشم ما روان بود)

خداوند دارای وجه و صورت است، چنانکه می فرماید:

« وَیَبْقَی وَجْهُ رَبِّکَ ذُو الْجَلَالِ وَالْإِکْرَامِ» الرحمن: ٢٧

(و تنها ذات پروردگار با عظمت و ارجمند تو میماند و بس.)

 و نباید همچون معتزله و خوارج گفت که اسماء جدا از خداوند هستند و اهل سنت اعتراف دارند که خداوند علم دارد، چنانکه خداوند می فرماید: «أَنزَلَهُ بِعِلْمِهِ» النساء: ١٦٦

 ( این خدا است که آن را به (مقتضای) دانش (خاصّ) خویش نازل کرده است.)

و میفرماید: «وَمَا تَحْمِلُ مِنْ أُنثَی وَلَا تَضَعُ إِلَّا بِعِلْمِهِ» فاطر: ١١

(هیچ زنی باردار نمیشود و وضع حمل نمیکند مگر که خدا میداند (جنین او پسر یا دختر است و در شکم مادر چه احوالی دارد و کی به دنیا میآید.)

اهل سنت، سمع و بصررا برای خداوند قائلند و آنها را از او نفی نمی کنند، آنطور که معتزله آنها را از خداوند نفی کرده و قوت را برای خداوند قائل و ثابت میکنند. چنانکه خداوند میفرماید:

«أَوَلَمْ یَرَوْا أَنَّ اللَّهَ الَّذِی خَلَقَهُمْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُمْ قُوَّةً» فصلت: ١٥

(مگر آنان نمیدانستند که خداوندی که ایشان را آفریده است از آنان نیرومندتر است؟)

آنان میگویند: قرآن کلام خداوند و غیر مخلوق است، کلام در وقف و در لفظ غیر مخلوق است. هرکس کلام را لفظ یا وقف بداند-از نظر آنها- مبتدع است و الفاظ قرآن را نه مخلوق و نه غیر مخلوق می توانیم بگوئیم.

 آنان (اهل سنت) می گویند: خداوند در روز قیامت با چشم های سر دیده می شود، همانطور که ماه چهارده، دیده می شود، مومنان خداوند را می بینند اما کافران او را نمی بینند زیرا کافران از رحمت خداوند محرومند، خداوند می فرماید: « کَلَّا إِنَّهُمْ عَن رَّبِّهِمْ یَوْمَئِذٍ لَّمَحْجُوبُونَ» المطففین: ١٥

  (هرگزاهرگز! قطعاً ایشان در آن روز (به سبب کارهائی که کردهاند) از (رحمت) پروردگارشان محروم و (از بارگاه قرب و منزلت آفریدگارشان) مطرودند.)

اهل سنت می پذیرند که موسی علیه السلام تقاضای رؤیت خداوند را در دنیا نمود و خداوند برکوه تجّلی شده، کوه را ریزه ریزه کرد و با این روش به موسی علیه السلام نشان داد که او در دنیا نمی تواند خدا را ببیند، بلکه تنها در آخرت او را خواهد دید.

 اهل سنت احادیثی را که از رسول الله نقل شده و در آنها تصریح شده که خداوند متعال به آسمان دنیا نازل می شود و می فرماید: (هل من مستغفر) آیا کسی هست که طالب آمرزش باشد تا او را بیامرزیم. را می پذیرند وتصدیق می کنند. همچنانکه در احادیثی از پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم نقل شده است.

اهل سنت بر این باورند که خداوند در روز قیامت می آید، همانطور که خداوند میفرماید:

« وَجَاء رَبُّکَ وَالْمَلَکُ صَفًّا صَفًّا» الفجر: ٢٢

(و پروردگارت بیاید و فرشتگان صف صف حاضر آیند.)

و می پذیرند که خداوند به مخلوقاتش هرگونه که بخواهد نزدیک می شود می فرماید:

«وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَیْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِیدِ» ق: ١٦

 (و ما از شاهرگ گردن بدو نزدیکتریم.)

ابولحسن اشعری سخنانش را با این چند جمله که از اهل سنت و اصحاب حدیث نقل نموده،خاتمه میدهد. «این خلاصه و گزیده تمام معتقداتی است که ا هل سنت و حدیث بدان اعتقاد دارند و امر می کنند و بدان عمل می نمایند که ما نیز تمام آنچه را که از آنها نقل نمودیم، بدان قائل بوده و مطابق آن عمل می کنیم و بدان عقیده داریم و توفیق را از خداوند می خواهیم و او برای ما کافی و بهترین وکیل است و یاری تنها به دست او است و بر او توکل می کنیم و بازگشت همه ما به سوی او است.[3]

از توضیحات گذشته روشن شد که عقیده ابی الحسن اشعری درباره اسماء و صفات خداوند موافق با عقیده اهل سنت و جماعت است[4]

 

وصلی الله وسلم علی نبینا محمد وعلی آله وصحبه أجمعین.

وآخر دعوانا أن الحمدلله رب العالیمن.

منبع: کتاب "عقیده و ایمان"؛ دکتر عمر سلیمان اشقر.

--------------------------------------

[1] مجموع الفتاوی: 3/3 وعده زیادی از علماء عقیده سلف را بیان و مقررنموده اند ازجمله: طحاوی که محمد بن محمد بن ابی العز حنفی ،شرحی را بر کتاب او"العقیدظ الطحاویه" تحت عنوان "شرح عقیدظ الطحاویه "نوشته است،وابو الحسن اشعری کتاب ارزشمندی بنام(الابانة عن اصول الدیانة) ، ومحمد علی الصابونی نیز کتاب"عقیدة السلف " را نگاشته اند وغیر آنها نیز در همین راستا کتاب وتألیفات ،دارند که بنده بسیاری از آثار ونوشته های آنها را مطالعه نموده ام و از زحمات ارزنده آنها سود برده ام واز خداوند منان خواستارم که ما را از زمره آنها حساب وبا آنها محشور گرداند.

[2] معارج القبول:« 1-88

[3]به کتاب" مقالات الاسلامیین"ص290-297مراجعه شود. و این درحالیست که ابوالحسن اشعری چندین قرن قبل از شیخ الاسلام ابن تیمیه زیسته اند.

[4] بنده رساله ای بسیارظریف وارزشمندی را در این زمینه نگاشته ام که در آن معتقدات ابی الحسن اشعری ومنهج و راه و روش ایشان را بیان نموده ام.