::ISLAMPP.COM::     دانلود کل سایت بصورت آفلاین! کلیک کنید     ::ISLAMPP.COM::     @ توجه توجه @ به سؤالات تکراری پاسخ داده نخواهد شد، پس لطفا قبل از ارسال سوال، در سایت جستجو کنید@

 اخبار جديد

صفحه أصلى

فتاواى متن

فتاواى صوتى

فتاواى تصويرى

گروهبندى فتاوى

كتابخانه فتاوى

جديدترين فتاوى

دانلود کتاب

اصول و تعبير خواب

فرستادن سؤال

جستجو در سايت

پيشنهادات و انتقادات

ارتباط با ما

درباره ما

آمار سايت

1456076 تعداد بازديد سايت

29705 تعداد كل فتاوى

9091 تعداد فتاواى متن

11381 تعداد فتاواى صوتى

9233 تعداد فتاواى تصويرى

74471499 تعداد كل فتاواى خوانده وشنيده شده

2836 تعداد كل فتاواى ارسال شده

 

نمايش فتاوى

 

فتاوى -->> -->>  فتواى انتخاب شده

آیا صحیح است که پیامبر لباس خود را به عمر و علی داده بود تا آنرا به اویس قرنی تقدیم کنند؟
شماره فتوى 6301

تعداد بازديد 4712

فرستادن به دوست 

 چاپ كردن

تاريخ اضافه 2011-05-19

 

پیامبر صلی الله علیه وسلم لباس خودش را به عمر و علی رضی الله عنهما دستور داده بود تا به اویس قرنی برسانند آیا این واقعیت دارد یا خیر؟


الحمدلله،

أویس که کنیه او أبو عمرو است پسر عامر  بن جزء  بن مالک قرنی مرادی می باشد و اهل یمن است و برخلاف تصور عوام او جزو صحابی نبوده بلکه جزو تابعین است.

البته دوران پیامبر ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  را درک نمود اما دیدار رسول خدا نصیب وی نگردید.

وی در یمن زندگی می‌کرد، سپس به کوفه نقل مکان کرد و در واقعه‌ی صفین به همراه علی رضی الله عنه جنگید و به شهادت رسید.

در مورد اینکه چه کسی بهترین تابعی است خلاف است. گفته می شود: سعید بن مسیب افضل تابعین است، و گفته شده اویس قرنی است و گفته شده: حسن بصری. اما صحیح‌تر آن است که وی اویس قرنی می‌باشد زیرا در صحیح مسلم آمده است که: "بهترین تابعین مردی است که به او اویس می‌گویند". برخی دیگر از علما گفته‌اند که عالم‌ترین تابعین سعید بن مسیب است و زاهدترین و عابدترین آنان اویس است.

اما بدون شک اویس قرنی مکانت و احترام فراوانی در میان صحابه دارا بود زیرا آنان وصف او را از رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  شنیده بودند.

امام مسلم در صحیح خود بابی را در فضایل اویس قرنی آورده است. ولی احادیث ضعیف و دروغی نیز در بیان فضیلت ایشان وارد شده که محل اعتبار نیستند، و در احادیث صحیحی که در مورد اویس قرنی آمده به این مسئله اشاره ای نشده که عمر و علی رضی الله عنهما لباس خویش را به اویس برسانند، و احتمالا این ادعا از احادیث ضعیف یا دروغ برداشت شده باشد که جای اعتبار ندارند، ما در زیر احادیث صحیحی را که امام مسلم در صحیح خود آورده است در بیان فضیلت اویس قرنی رحمه الله ذکر می کنیم:

امام مسلم از أُسیر بن جابر روایت کرده که او گفت: «کَانَ عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ (رضی الله عنه) إِذَا أَتَی عَلَیْهِ أَمْدَادُ أَهْلِ الْیَمَنِ سَأَلَهُمْ: أَفِیکُمْ أُوَیْسُ بْنُ عَامِرٍ؟ حَتَّی أَتَی عَلَی أُوَیْسٍ، فَقَالَ: أَنْتَ أُوَیْسُ بْنُ عَامِرٍ؟ قَالَ: نَعَمْ. قَالَ: مِنْ مُرَادٍ ثُمَّ مِنْ قَرَنٍ؟ قَالَ: نَعَمْ. قَالَ: فَکَانَ بِکَ بَرَصٌ فَبَرَأْتَ مِنْهُ إِلَّا مَوْضِعَ دِرْهَمٍ؟ قَالَ: نَعَمْ. قَالَ: لَکَ وَالِدَةٌ؟ قَالَ: نَعَمْ. قَالَ: سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه وسلم) یَقُولُ: (یَأْتِی عَلَیْکُمْ أُوَیْسُ بْنُ عَامِرٍ مَعَ أَمْدَادِ أَهْلِ الْیَمَنِ، مِنْ مُرَادٍ ثُمَّ مِنْ قَرَنٍ، کَانَ بِهِ بَرَصٌ فَبَرَأَ مِنْهُ إِلَّا مَوْضِعَ دِرْهَمٍ، لَهُ وَالِدَةٌ هُوَ بِهَا بَرٌّ، لَوْ أَقْسَمَ عَلَی اللَّهِ لَأَبَرَّهُ، فَإِنِ اسْتَطَعْتَ أَنْ یَسْتَغْفِرَ لَکَ فَافْعَلْ). فَاسْتَغْفِرْ لِی. فَاسْتَغْفَرَ لَهُ، فَقَالَ لَهُ عُمَرُ: أَیْنَ تُرِیدُ؟ قَالَ: الْکُوفَةَ، قَالَ: أَلَا أَکْتُبُ لَکَ إِلَی عَامِلِهَا. قَالَ: أَکُونُ فِی غَبْرَاءِ النَّاسِ أَحَبُّ إِلَیَّ. قَالَ: فَلَمَّا کَانَ مِنَ الْعَامِ الْمُقْبِلِ حَجَّ رَجُلٌ مِنْ أَشْرَافِهِمْ فَوَافَقَ عُمَرَ، فَسَأَلَهُ عَنْ أُوَیْسٍ، قَالَ: تَرَکْتُهُ رَثَّ الْبَیْتِ قَلِیلَ الْمَتَاعِ. قَالَ: سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه وسلم) یَقُولُ: (یَأْتِی عَلَیْکُمْ أُوَیْسُ بْنُ عَامِرٍ مَعَ أَمْدَادِ أَهْلِ الْیَمَنِ، مِنْ مُرَادٍ ثُمَّ مِنْ قَرَنٍ، کَانَ بِهِ بَرَصٌ فَبَرَأَ مِنْهُ، إِلَّا مَوْضِعَ دِرْهَمٍ، لَهُ وَالِدَةٌ هُوَ بِهَا بَرٌّ، لَوْ أَقْسَمَ عَلَی اللَّهِ لَأَبَرَّهُ، فَإِنِ اسْتَطَعْتَ أَنْ یَسْتَغْفِرَ لَکَ فَافْعَلْ). فَأَتَی أُوَیْسًا فَقَالَ: اسْتَغْفِرْ لِی. قَالَ: أَنْتَ أَحْدَثُ عَهْدًا بِسَفَرٍ صَالِحٍ، فَاسْتَغْفِرْ لِی. قَالَ: اسْتَغْفِرْ لِی. قَالَ: أَنْتَ أَحْدَثُ عَهْدًا بِسَفَرٍ صَالِحٍ، فَاسْتَغْفِرْ لِی. قَالَ: لَقِیتَ عُمَرَ؟ قَالَ: نَعَمْ. فَاسْتَغْفَرَ لَهُ، فَفَطِنَ لَهُ النَّاسُ، فَانْطَلَقَ عَلَی وَجْهِهِ. قَالَ أُسَیْرٌ: وَکَسَوْتُهُ بُرْدَةً، فَکَانَ کُلَّمَا رَآهُ إِنْسَانٌ قَالَ: مِنْ أَیْنَ لِأُوَیْسٍ هَذِهِ الْبُرْدَةُ؟»[مسلم: 5647]

یعنی: «عمر بن خطاب رضی الله عنه وقتی که مجاهدان کمک‌رسان یمن به نزد او  می‌آمدند از آنان می‌پرسید که آیا اویس بن عامر در میان شماست؟ تا آن‌که روزی اویس به همراه آنان آمد پس از او پرسید: آیا تو اویس بن عامری؟ گفت: آری. گفت: از مراد و سپس از قرن؟ و آیا دچار برص بودی و از آن شفا یافتی به جز به اندازه‌ی یک درهم و مادر [پیری] داری؟ گفت: آری.

عمر گفت: شنیدم که رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  می‌فرمود: "اویس بن عامر با مجاهدان اهل یمن به نزد شما خواهد آمد که از مراد و سپس از قرن است که برص داشت و از آن شفا یافت به جز به اندازه‌ی یک درهم و او مادری دارد که نسبت به او نیکوکار است و اگر بر خداوند سوگند خورد خداوند سوگند او را راست خواهد کرد (دعای او را مستجاب خواهد کرد). پس اگر توانستی از او بخواهی برایت آمرزش بخواهد از او بخواه". پس برای من از خداوند آمرزش بخواه. اویس برای او طلب آمرزش کرد. آنگاه عمر به او گفت: کجا می‌روی؟ گفت: به کوفه. گفت: آیا برای حاکم آنجا ننویسم که تو را گرامی دارد؟ اویس گفت: این که در میان مردم ناشناخته باشم برایم بهتر است.

روای می‌گوید: سال بعد مردی از اشراف آن‌ها به حج آمد پس عمر او را دید و از او درباره‌ی اویس پرسید. او گفت: او را در حالی که خانه‌ای کهنه و متاعی بسیار اندک داشت ترک گفتم. عمر گفت: از رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  شنیدم که می‌فرمود:

"اویس بن عامر با مجاهدان اهل یمن به نزد شما خواهد آمد که از مراد و سپس از قرن است که برص داشت و از آن شفا یافت به جز به اندازه‌ی یک درهم که او مادری دارد که نسبت به او نیکوکار است و اگر بر خداوند سوگند خورد خداوند سوگند او را راست خواهد کرد. پس اگر توانستی از او بخواهی برایت آمرزش بخواهد از او بخواه".

آن مرد به نزد اویس آمد و از او خواست برایش از خداوند آمرزش بخواهد. اویس به او گفت: تو از من به سفری نیک نزدیکتری (یعنی به تازگی از حج آمده‌ای) پس تو برای من از الله طلب آمرزش کن. آن مرد گفت: برای من طلب آمرزش کن. اویس باز گفت: تو به سفری نیکی نزدیکتری. آن مرد بار دیگر گفت: برای من از الله درخواست آمرزش کن. پس اویس از او پرسید: آیا با عمر دیدار کرده‌ای؟ گفت: آری. اویس برایش از خداوند آمرزش خواست، پس مردم او را شناختند پس اویس به سویی براه افتاد...

اسیر (روای حدیث) می‌گوید: من او را برده‌ای پوشاندم، و هر که او را می‌دید می‌گفت: اویس از کجا چنین برده‌ای آورده است (زیرا اویس چنین لباس فاخری تا آن وقت نپوشیده بود)».

همچنین امام مسلم در صحیح خود از عمر بن خطاب رضی الله عنه روایت می‌کند که ایشان فرمودند: «إِنِّی سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ یَقُولُ إِنَّ خَیْرَ التَّابِعِینَ رَجُلٌ یُقَالُ لَهُ أُوَیْسٌ وَلَهُ وَالِدَةٌ وَکَانَ بِهِ بَیَاضٌ فَمُرُوهُ فَلْیَسْتَغْفِرْ لَکُمْ»

یعنی: شنیدم که رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  می‌فرمود: "بهترین تابعین مردی است که به او اویس می‌گویند و او مادری دارد و قبلا دچار برص بود پس از او بخواهید تا برایتان از خداوند آمرزش بخواهد". [مسلم: 5646]

{توجه: اینکه در حدیث آمده که از اویس بخواهید تا برای شما طلب آمرزش و استغفار کند، دلیلی برای توسل و واسطه و یا حاجت خواستن از اویس نمی شود، زیرا او دیگر فوت کرده و هیچ انسان زنده ای نمی تواند از مسلمان مرده ای بخواهد تا برایش شفاعت کند و یا حاجتی از وی بخواهد، و این حدیث فقط برای زمانی بود که هنوز اویس زنده بودند و این امر جایز است که شخصی از یک فرد صالح بخواهد که برایش دعا کند، ولی بعد از مرگش نمی تواند چنین چیزی از وی بخواهد، زیرا در غیر اینصورت اگر بعد از وفات از شخص صالحی شفاعت یا حاجتی خواسته شود، این شرک خواهد بود چنانکه خداوند متعال می فرماید:

« إِن تَدْعُوهُمْ لَا یَسْمَعُوا دُعَاءَکُمْ وَلَوْ سَمِعُوا مَا اسْتَجَابُوا لَکُمْ وَیَوْمَ الْقِیَامَةِ یَکْفُرُونَ بِشِرْکِکُمْ وَلَا یُنَبِّئُکَ مِثْلُ خَبِیرٍ» (فاطر 14).

یعنی: اگر آنها را بخوانید صدای شما را نمی‏شنوند، و اگر بشنوند باز به شما پاسخ نمی‏گویند؛ و روز قیامت، شرک شما را منکر می‏شوند، و هیچ کس مانند (خداوند آگاه و) خبیر تو را (از حقایق) با خبر نمی‏سازد!

با توجه به این آیه متوجه می شویم، آنکسانی که غیر الله، به فریاد و کمک خوانده می شوند، صدای مدد جویان را نمی شنوند. نکته ی مهم دیگر اینست که به فریاد خواستن غیر الله که قادر به کمک نیست، شرک است، زیرا در انتهای آیه فرموده که " روز قیامت، شرک شما را منکر می‏شوند "}.

 

از اویس کلمات و سخنان نورانی زیادی نقل شده، چنانکه از شعبی روایت است که گفته: «مر رجل من مراد علی أویس القرنی فقال : کیف أصبحت ؟ قال : أصبحت أحمد الله . قال : کیف الزمان علیک ؟ قال : کیف الزمان علی رجل إن أصبح ظن أن لا یمسی ، وإن أمسی ظن أن لا یصبح ، فمبشر بالجنة أو مبشر بالنار ، یا أخا مراد ! إن الموت وذکره لم یدع لمؤمن فرحا ، وإن علمه بحقوق الله لم یترک له فی ماله فضة ولا ذهبا ، وإن قیامه بالحق لم یترک له صدیقا»" حلیة الأولیاء " (2/83)، ورواه الحاکم فی " المستدرک " (3/458).

مردی از قبیله‌ی "مراد" به نزد او آمد و حالش را پرسید و اویس گفت: به خیر هستم و حمد خداوند را می‌گویم. آن مرد گفت: زمانه‌ چگونه بر شما می‌گذرد؟ اویس گفت: چه می‌پرسی از کسی که اگر شب کرد گمان نمی‌کند که صبح را ببیند و اگر صبح کرد امید دیدن شب را ندارد... ای برادر مرادی، مرگ برای مومن شادی باقی نگذاشته و شناخت حقوق خداوند، برای مومن نقره و طلایی از مالش به جا نگذاشته، و دوست و همراهی برایش نگذاشته..

 

خلاصه اینکه: شکی نیست که اویس قرنی رحمه الله تعالی یکی از تابعین بزرگوار و سید تابعین زمان خود بوده است و از نزدیکترین تابعین به زمان پیامبر صلی الله علیه وسلم بوده اند. و در فضل ایشان علما مطالب زیادی را از خود تابعین روایت کرده اند ولی در عوض احادیث و داستانهای ضعیف و گاها دروغینی نیز در حق ایشان روایت شده اند که نمی توان بدانها استناد کرد. پس کسی که در مورد شخصیت ایشان اظهار نظری کردند، باید به روایات صحیح استناد کند وگرنه پذیرفته نمی شود.

برای معلومات بیشتر در خصوص اویس قرنی رحمه الله به فتوای (4516) مراجعه کنید.

 

والله اعلم

وصلی الله وسلم علی محمد وعلی آله وأصحابه والتابعین لهم بإحسان إلی یوم الدین

سایت جامع فتاوای اهل سنت و جماعت

IslamPP.Com