هرگاه مردی قصد پرداخت مهریه را در آینده داشته باشد اما قبل از پرداخت فوت کند.
 

هرگاه مردی قصد پرداخت مهریه را در آینده داشته باشد اما قبل از پرداخت فوت کند.

الحمدلله،

مهریه یکی از حقوق زن بر شوهرش است و لازمست تا شوهر این حق را بنحو شایسته ای ادا کند، مگر آنکه زن از حق خود بگذرد و مهریه را بر شوهرش ببخشد.

خداوند متعال می‌فرماید :

«وَ آتُو النِّسَاءَ صَدُقَاتِهِنَّ نِحلَةً، فَإن طِبنَ لَکُم عَن شَیٍ مِنهُ نَفساً فَکُلُوهُ هَنِیئاً مَرِیئاً» (نساء : 4).

«و مهریه‌های زنان را به عنوان هدیه‌ای خالصانه و فریضه‌ای خدایانه بپردازید. پس اگر با رضایت خاطر چیزی از مهریه خود را به شما بخشیدند، آن را (دریافت دارید و) حلال و گوارا مصرف کنید».

پس مهریه حقی است که زن بر مرد دارد، و (زن) مالک آن است و برای هیچ کسی حلال نیست، - پدر باشد یا غیر پدر – چیزی از آنرا برای خود بردارد مگر اینکه زن بر اینکار راضی باشد.

 

می‌توان مهریه را بطور نقد، یا نقد و قسط، یا تمام قسط عند المطالبه پرداخت کرد، برای مرد جایز است قبل از آنکه مهریه‌ای پرداخت کند با همسرش آمیزش نماید، اگر مقدار مهریه معین نشده، مهرالمثل و اگر معین شده باشد پرداخت مقدار تعیین شده بر مرد واجب است، و از عدم وفا به شروط عقد جداً خودداری نماید، چون پیامبر صلی الله علیه وسلم فرموده است : (أحق ما أوفیتم من الشروط، أن توفوا به ما استحللتم به الفروج) «سزاوارترین شروطی که باید به آن وفا کنید شروط نکاح است». متفق علیه

پس اگر مرد فعلا توانایی پرداخت مهریه را ندارد، او می تواند تا از زن خویش مهلت بگیرد و در وقت مناسب که توانایی پرداخت را دارد، مهریه را به او بدهد.

اگر بعد از عقد نکاح و قبل از رابطه زناشویی مرد بمیرد، تمام مهریه برای زن محفوظ می‌ماند:

- اگر هنوز دخول صورت نگرفته، و مرد فوت کند، در اینحالت به زن مهرالمثل تعلق می گیرد.

از علقمه روایت است : (أتی عبدالله فی أمرأة تزوجها رجل ثم مات عنها، و لم یفرض لها صداقا، و لم یکن دخل بها، قال : فاختلفوا إلیه، فقال : أری لها مثل مهر نسائها و لها المیراث و علیها العدة فشهد معقل بن سنان أشجعی أن النبی صلی الله علیه وسلم قضی فیبروع بنت واشق بمثل ما قضی). «از عبدالله درباره زنی که مردی با او بدون تعیین مهریه ازدواج کرده و قبل از آنکه با او رابطه زناشویی برقرار کند فوت کرده، سؤال شد، (علقمه) گفت: درباره او اختلاف کردند، عبدالله گفت : به نظر من مهرالمثل به او تعلق می‌گیرد، ارث می‌برد و باید عده را بگذارند، معقل بن سنان اشجعی در همانجا گواهی داد که پیامبر صلی الله علیه وسلم درباره بروع بنت واشق مانند عبدالله حکم کرده است». ترمذی (1154).

مهرالمثل  یعنی  مهریه‌ای ‌که  زن  استحقاق  دریافت  آن  را  پیدا  می‌کند  و مانند  مهریه  زنی  است ‌که  بهنگام  عقد  از نظر سن  و زیبائی  و  مال  و  عقل  و  دین  و  دوشیزگی  و  عدم  آن  و  شهر و سرزمین  و  داشتن  فرزند  و  نداشتن  فرزند  و  امثال  آن  درست  مثل  او است  چون  عادتاً  ارزش  مهریه  و  مقدار آن  با  توجه  بدین  صفات  تعیین  می‌گردد  و  این  صفات  در  مقدار  مهریه  موثرند. آنچه  که  در  مهرالمثل  از  نظر  خویشاوندانش  معتبر  است  آنست‌که  همانند  مهریه ی خواهرش  و  عمه‌اش  و  دختران  عمویش  باشد.

 

- اگر دخول صورت گرفته باشد، و مرد فوت کند، در اینحالت تمامی مهر تعیین شده به زن تعلق می گیرد، و این حق را از ماترک متوفی به زن تعلق می گیرد، یعنی قبل از آنکه اموال بجای مانده از متوفی بین وارثان تقسیم شود، ابتدا مقدار مهریه را از آن اموال جدا می کنند و به زن می دهند، سپس هر قدر که از آن اموال باقی ماند بین وارثان متوفی تقسیم می شود، و در این قسمت نیز زن سهم ارث خود را – جدای از مهریه- خواهد گرفت، زیرا زن نیز یکی از وارثان شوهرش است.

- اگر دخول صورت نگیرد، و مرد زن را طلاق دهد، در اینحالت نصف مهریه ی مشخص شده به زن تعلق می گیرد.

اما اگر زن قبل از آنکه مهریه ی خود را دریافت کند، بمیرد، در اینصورت وارثان او حق دارند تا مهریه را از شوهر زن مطالبه کنند و بین خود تقسیم نمایند.

در هر حالت اگر مرد فوت کند ولی هنوز مهریه ی زن را پرداخت نکرده باشد، لازمست تا مهریه ی زن از ماترک متوفی پرداخته شود، مگر آنکه زن از حق خود چشم پوشی کند.

 

والله اعلم

وصلی الله وسلم علی محمد وعلی آله وأصحابه والتابعین لهم بإحسان إلی یوم الدین

سایت جامع فتاوای اهل سنت و جماعت

IslamPP.Com